مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٧٦ - ورود بحث « اعتبارات ماهیت » در علم اصول
اینجا مطلب دیگری است که فقط اشاره میکنیم و آن اینکه عرفا نه در باب ماهیت بلکه در باب حقایق وجود بحثی دارند که به عالم ذهن مربوط نیست، به عالم عین مربوط است. (آنچه که ما میگفتیم مربوط بود به عالم ذهن. بحث ما بحث روانشناسی فلسفی است که دقیقترین مسائل روانشناسی در فلسفه طرح میشود و هیچ وقت روانشناسی قدرت ندارد این نوع مسائل را طرح کند). عرفا برای حقیقت وجود اعتباراتی قائل هستند که گاهی میگویند وجود مطلق و وجود مقید، وجود بشرط شیء و وجود بشرط لا؛ یعنی در مقابل اصطلاح فلاسفه در باب ماهیات که مربوط به عالم ذهن است اصطلاحی است که اینها درباره حقیقت وجود آوردهاند.
البته بیشتر این اصطلاحات از محیی الدین است. او پدر عرفان نظری و به یک معنا عرفان فلسفی است و بلکه در عرفان عملی هم مرد فوق العادهای بوده است و عرفا چه فارسی زبان و چه عربی زبان تماماً شاگردان او هستند.
در فهم حرف عرفا که مثلًا در مورد باری تعالی «وجود مطلق» را به کار بردهاند آیا این وجود مطلق عرفا نظیر مطلق لابشرطی است که فلاسفه میگویند یا لابشرط مقسمی است که فلاسفه میگویند، خیلی بحثهاست. در اسفار در مباحث «علت و معلول» در حدود دویست صفحه عرفانیات دارد و در مسائل وجود و لابشرط و بشرط لا و ... از دیدگاه عرفا و اختلاف نظرهای عرفای متأخر مثل علاء الدوله سمنانی و امثالهم نقل شده که اینها حساب دیگری دارد.
ما عدمهاییم هستیها نما | تو وجود مطلق و هستی ما | |