مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٦٥ - نقش حمل اولی ذاتی و حمل شایع صناعی در حل مشکل
در اینجا مرحوم حاجی تعبیر میکند که: «مرتبةً نقائضُ منتفیة» در مرتبه ماهیت، نقایض منتفی است. بعد میگوید: ما این را مجازاً میگوییم. مثل این است که در مرتبه ذات ارتفاع نقیضین است، ولی این دیگر ارتفاع نقیضین نیست؛ این تعبیر مجازی و ادبی است که میگوییم؛ برای اینکه نقیض یک مقید انتفاء خود آن مقید است نه انتفائی که آن انتفاء مقید باشد. نقیض «وجود در مرتبه» «نه وجود در مرتبه» است نه «نه» ای که خود «نه» در مرتبه باشد. حاجی میگوید: «ولیست الّا هی من حیث هیه» ماهیت نیست من حیث هی مگر خودش. «مرتبةً نقائضُ منتفیة» در مرتبه ذات ماهیت ارتفاع نقیضین میشود. بعد این را اصلاح میکند که در واقع اگر میگوییم ارتفاع نقیضین از مرتبه ذات جایز است ارتفاع نقیضین نیست، شبیه ارتفاع نقیضین است. بعد میگوید: «وَالکوْنُ فی تلک انْتِفَا المقید» یعنی نقیضِ «بودنِ در مرتبه» انتفاءِ مقید است، نبودِ در مرتبه است نه نبودنی که نبودن در مرتبه باشد:
«دون انتفا مقید» نه انتفائی که خود انتفاء مقید باشد. بعد میگوید: «وَ قَدِّمَنْ سلباً علی الحیثیة- حتّی یعُمَّ عارضَ الْمهیة» سلب را بر حیثیت مقدم بدار تا صحیح باشد این تقدیم سلب در مورد عوارض ماهیت، که عرض شد.
نقش حمل اولی ذاتی و حمل شایع صناعی در حل مشکل
اگر ما مسأله حمل اولی ذاتی و حمل شایع صناعی را که صدرالمتألهین گفته- و چون در زمان شیخ مطرح نبوده است مقصود را با این بیان بغرنج طرح کردهاند- مطرح کنیم مطلب به سادگی بیان میشود. گفتیم که خیلی چیزها به حمل اولی ذاتی بر چیزی صدق میکند و حال آنکه به حمل شایع صدق نمیکند، و یا برعکس، یک چیزی به حمل شایع صدق میکند، به حمل اولی ذاتی صدق نمیکند. حمل اولی ذاتی همان است که در مقام تعریف میگویند. مثلًا شما چیزی را تعریف میکنید و در مقام تعریف میخواهید ماهیت آن را بیان میکنید. اگر به شما بگویند «الانسان