مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٥ - شبهه فخررازی
یک حرکت وضعی در آن ایجاد میکنید و از جا بلند میشوید. اینجا شما بدن را ایجاد نکردهاید؛ بدن موجود بوده است؛ یعنی این نیروی نفسانی شما، این نیرویی که در بدن شما هست خود بدن را ایجاد نکرده است ولی بدن را از حالت قعود به حالت قیام درآورده است. این خودش علیت است. علیت مگر چیست؟ در اینجا بازهم علت که همان نیرو باشد دارد روی بدن کار میکند؛ نه آنطور که شما خودتان در ابتدا خیال میکردید که نیرو به بدن کاری ندارد، نیرو به قیام کار دارد و قیام را ایجاد میکند؛ نه، نیرو الآن دارد روی بدن کار میکند اما نه اینکه بدن را ایجاد میکند بلکه روی بدن موجود کار میکند که بدن موجود را از حالتی به حالتی درمیآورد.
پس ما باید بدانیم که یک وقت هست که علت به معلول وجود نفسی میدهد و یک وقت هست که معلولی را که وجود نفسی دارد از حالتی به حالت دیگر در میآورد.
- این یک نتیجه این بحث است که ما دو نوع جعل داریم؛ بعد در این بحث، دیگر چه چیزی را میخواهد ثابت کند؟.
استاد: بعد این مسأله مطرح میشود که مجعول چیست؟ ما اول میدانیم که جعل بر دو قسم است: جعل بسیط و جعل تألیفی، بعد روح مطلب این است که آیا جعل به وجود تعلق میگیرد یا به ماهیت یا به قول بعضیها به اتصاف؟ (که ما دیگر بیان قول به اتصاف را ذکر نکردیم).
- آیا این دو مطلب از یکدیگر مستقل است؟.
استاد: بله، ربطی به هم ندارد.
- اینکه یک مجعولی در یک مرتبهای وضع میشود، چرا در مرتبه قبل وضع نمیشود و چرا در مرتبه بعد وضع نمیشود؟ این مجعول بالاخره یک مرتبهای را میگیرد، سؤال این است که چرا در آن مرتبه ایجاد شد؟ چرا در مرتبه دیگری ایجاد نشد؟.
استاد: این را ما قبلا هم گفتیم؛ در کتاب عدل الهی گفتهایم، در اصول فلسفه هم گفتهایم.
شما باید مطلب را به این شکل تصور کنید که این خودش با مرتبهاش دوتا نیست نه اینکه چرا این خودش در این مرتبه است؟.
گاهی مرتبه شیء با وجود شیء دوچیز است. اگر مرتبه با وجود دوچیز باشد جای این سؤال هست که چرا در این مرتبه است، چرا در آن مرتبه نیست؟ مثلا اموری که عرضی مفارق بر آنها عارض میشود از این قبیل است. شما میگویید: این جسم چرا ابیض شده است، چرا اسود نشده است؟ چون این جسم امکان ابیض بودن داشته است، امکان اسود بودن هم داشته است، حال که ابیض شده است حتماً علت خاص میخواهد. نمیتوانید بگویید چون جسم است ابیض است؛ نه، «چون جسم است» دلیل نمیشود که ابیض باشد. پس در جایی که شیء وجودی دارد و یک حالت و یک مرتبهای دارد که آن مرتبه [رجوع شود به کتاب عدل الهی، ذیل عنوان «تفاوت ظرفیتها»؛ و نیز رجوع شود به کتاب اصول فلسفه و روش رئالیسم، جلد سوم.]