مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٩٤ - خلاصه بحث
برمیگردد به یک «اگر» هایی که مثلًا: اینجا که من هستم او هم هست؛ اگر بیایم فاصله خودم و فاصله او را تا فلان نقطه اندازه گیری کنم فاصله او یک فاصله است و فاصله من یک فاصله دیگری است؛ فاصله من یک کیلومتر است و فاصله او دو کیلومتر است؛ این یک واقعیت است، یک امر عینی است؛ پس فاصله من از فاصله او کمتر است؛ این یک واقعیت است. اما ما از اینجا انتزاع میکنیم که من نزدیکتر هستم، شما از من دورتر هستید؛ یا شما نزدیک هستید، من هم نزدیک هستم ولی من از شما نزدیکتر هستم. اینها و تقدم و تأخرهای نظیر اینها آخرش برمیگردد به امور انتزاعی. ولی تقدم و تأخرهای حقیقی تقدم و تأخرهایی است که در نهایت امر باید به وجود برگردد.
درمیان این اقسامِ تقدم و تأخری که داشتیم، در بعضی از اینها روی این حساب که گفتیم بنا بر نظریه صدرالمتألهین تقدم و تأخرهای حقیقی باید در نهایت امر به وجود برگردد، مقداری دچار اشکال میشویم که ما چگونه میتوانیم تقدم و تأخر را درنظر بگیریم؟ بلکه شاید آخرش چارهای نداشته باشیم که وارد حرف شیخ اشراق ... [١].
اصل مطلب ما که تا اینجا درباره آن بحث کردهایم در مورد این فصل از شرح منظومه بود که تحت عنوان «فی تعیین مافیه التقدم فی کل واحدٍ منها» ذکر شده است؛ یعنی بحث ما راجع به این بوده است که در هر تقدم و تأخری یک امر مشترک وجود دارد که متقدم و متأخر در آن امر مشترک با یکدیگر شریکند ولی هرچه متأخر از آن امر مشترک دارد متقدم هم دارد و متقدم از آن امر مشترک چیزی دارد که متأخر ندارد؛ به عبارت دیگر آن امر مشترک یک امر مشکک است. ولی مسأله این است که در این هشت قسم تقدم و تأخر که بیان کردیم باید آن امر مشترک را پیدا کنیم.
باید ببینیم در تقدم بالرتبه آن امر مشترک چیست؟ در تقدم بالشرف آن امر مشترک چیست؟ در تقدم بالطبع، در تقدم بالعلیه، در تقدم بالحقیقه و در تقدم بالزمان آن امر مشترک چیست؟ در همه اینها یکی یکی باید آن امر مشترک را کشف کنیم و به دست بیاوریم و همین است که باز ما را در بعضی از اینها فی الجمله دچار اشکال خواهد کرد. بحث خود را در همین جا خاتمه داده و بحث بیشتر را به درس.
[١]. [انتهای جمله در نوار نامفهوم است.]