مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٨٤ - ارتباط مسأله « تقدم و تأخر » با مسأله « کلی مشکک »
به طریق اولی سفید است؛ یعنی آن در سفید بودن یک نوع تقدمی بر این دارد، یک نوع اشدیت یا اولیت یا اولویتی نسبت به این دارد. بالأخره نسبت «سفید» به این دو جسم سفید، علی السویه نیست.
در همین گونه موارد است که ما «اسم تفضیل» را به کار میبریم و مثلًا میگوییم یکی سفید است و دیگری سفیدتر است. در قسم اول که کلی متواطی است نمیگوییم: این آب است و آن آبتر است؛ این هواست و آن هواتر است؛ اما در اینجا میگوییم: این سفید است و آن سفیدتر است؛ این عالِم است و آن عالمتر است.
ارتباط مسأله « تقدم و تأخر » با مسأله « کلی مشکک »
هر جا که اینچنین باشد قهراً همان مطلبی که ما در باب تقدم و تأخر گفتیم صدق میکند؛ یعنی یک امر مشترک داریم و دو چیز داریم که هر دو دارای این امر مشترک هستند، یعنی هر دو با این امر مشترک نسبتی دارند، ولی آنچه یکی از ایندو از این امر مشترک دارد دیگری هم دارد و دیگری از این امر مشترک چیزی دارد که اولی ندارد. در اینجا این امر مشترک خودِ کلی است، یعنی همان چیزی که در منطق آن را «کلی مشکک» میگویند. به عبارت دیگر ما دو فرد داریم که هریک از این دو فرد نسبتی با آن کلی دارد ولی هر نسبتی که این فرد ضعیفتر با آن کلی دارد آن فرد شدیدتر هم دارد، و آن فرد شدیدتر نسبتی با آن کلی دارد که این دیگری ندارد.
مثلًا دو عالم را درنظر بگیرید که هر دو در یک رشته خاص عالم هستند و هر دو دارای یک علم معینی هستند. آن علم معین را هم این یکی دارد و هم آن دیگری، ولی یکی از اینها اعلم از دیگری است. در اینجا هر دو مصداق «عالم» هستند اما یکی به طریق اولی عالم است؛ یکی «اکثرُ علماً» است از دیگری یا «اشدُّ علماً» است از دیگری. و یا دو عالم را درنظر بگیرید که یکی از آندو علمش فاضلتر و شریفتر باشد از علم دیگری (مثلًا علم یکی از نوع علوم حقیقی باشد و علم دیگری از نوع علوم جزئی یا علوم اعتباری) در این صورت میگوییم این یکی «افضلُ علماً» است از دیگری.
پس درواقع این مسأله «تقدم و تأخر» که در فلسفه میگویند و مسأله «کلی مشکک» که در منطق میگویند هر دو به یک ریشه برمیگردند؛ یعنی وقتی ازتقدم و