مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٦٩ - سبق بالرتبه در مورد امور مکانی
سبق بالرتبه در مورد امور مکانی
سبق بالرتبه، هم در امور مکانی مصداق دارد و هم در امور غیرمکانی. اما در امور مکانی همان مثال مسجد و محراب را که قبلًا ذکر کردیم درنظر میگیریم. وقتی که ما محراب را مبدأ قرار میدهیم میگوییم امام مقدم بر مأموم است؛ یعنی چه؟
مطابق تعریفی که ذکر کردیم این تقدم به معنی این است که هم امام با آن محراب نسبت دارد و هم مأمومِ پشت سر او؛ هر دو یک نسبت مشترک دارند، ولی در همان نسبت مشترک، امام از آن نسبت مشترک چیزی دارد که مأموم ندارد و هرچه از آن نسبت مشترک، مأموم دارد امام هم دارد، و آن نسبت مشترک نسبت نزدیکی و قرب به محراب است ولهذا میگوییم امام اقرب به محراب است از مأموم؛ یعنی قرب، حد مشترک است ولی از همین قرب که حد مشترک است آنچه مأموم دارد امام هم دارد اما امام از قرب چیزی دارد که مأموم ندارد.
از همین جا ضمناً معنی «تقدم» هم روشن شد. قبلًا گفتیم یک مسألهای که در باب سبق و لحوق باید مطرح کنیم و دربارهاش بحث کنیم این است که وقتی میگوییم یک چیز مقدم بر دیگری است، این به چه معنی است؟ این مفهوم را بشکافیم و ببینیم اصلًا معنی تقدم چیست؟ معلوم شد معنی تقدم این است که متقدم و متأخر هر دو یک امر مشترک دارند و در آن امر مشترک هرچه متأخر دارد متقدم دارد ولی متقدم چیزی دارد که متأخر ندارد.
پس معلوم شد که در «سبقِ به ترتیب» اینچنین است که دو شیء وجود دارد و یک شیء سوم را به عنوان مبدأ درنظر میگیریم (که این مبدأ درنظر گرفتن را ما فعلًا از مختصات «سبق به ترتیب» به حساب میآوریم) و آن دو شیء با آن مبدأ نسبت مشترک دارند و در همان نسبت مشترک یکی بر دیگری تقدم دارد. «تقدم دارد» یعنی: آنچه آن دیگری دارد این دارد و این، چیزی از همان امر مشترک را دارد که آن دیگری ندارد.
اینکه در مورد «سبق به ترتیب» گفتیم «مبدأ اعتبار کنیم» برای این است که اگر ما یک شیء را به عنوان مبدأ اعتبار کنیم یکی مقدم میشود بر دیگری، و اگر شیء دیگری را به عنوان مبدأ اعتبار کنیم قضیه برعکس میشود؛ یعنی مقدم، مؤخر