مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٥٥ - تقدم و تأخر میان اجزاء مکان یک امر اعتباری، و میان اجزاء زمان یک امر حقیقی است
یعنی اینکه دیروز قبل از امروز است و امروز قبل از فردا، یک امر قراردادی نیست؛ نمیشود گفت ما به حسب یک اعتبار و یک قرارداد چنین کردهایم که دیروز قبل از امروز است و امروز قبل از فردا؛ ممکن است عکس این مطلب را فرض کنیم که امروز بشود قبل از دیروز و فردا بشود قبل از امروز؛ این قابل فرض نیست.
ریشه قضیه این است که رابطه اجزاء زمان با یکدیگر رابطه قوه و فعل است؛ یعنی یک «مرتبه» قوه «مرتبه» دیگر است و مرتبه دیگر فعلیت اوست، برخلاف اجزاء مکان که هیچکدام نسبت به دیگری قوه نیست و هیچکدام نسبت به دیگری فعلیت نیست؛ یعنی این امتداد مکانی همه از یک فعلیت انتزاع میشود نه اینکه یک جزء از مکان قوه است برای جزء دیگر و یک جزء از آن فعلیت است برای جزء دیگر.
وقتی که رابطه رابطه قوه و فعلیت باشد آن وقت هرچه جلو برویم فعلیتی است که قبل از او قوه اوست و آن «قبل» فعلیتی است که باز قبلش قوه اوست و آن فعلیتی است که قبلش قوه اوست و ما نمیتوانیم به فعلیتی برسیم که مسبوق به قوه قبلی نباشد، کمااینکه امکان ندارد ما در آینده به فعلیتی برسیم که آن فعلیتْ امکان و قوه برای مرتبه بعدی نباشد، چون رابطه اجزاء زمان با یکدیگر رابطه قوه و فعلیت است؛ یعنی ریشه این اختلاف (که البته همه بیان را در اینجا ذکر نکردیم و فقط به ریشه اختلاف به نحو اجمال اشاره نمودیم) این است که اجزاء زمان به خلاف اجزاء مکان رابطهشان با یکدیگر رابطه قوه و فعلیت است. بنابراین مقایسه کردن اجزاء زمان با اجزاء مکان مقایسه غلطی است [١].
[١].- این جواب را آیا قدما هم میتوانستند بدهند؟.
استاد: اصلًا قدما این جواب را دادهاند؛ یعنی از گوشه و کنار بحثهای آنها این مطلب به دست میآید. نه اینکه به عنوان جواب حرف غزالی گفته باشند، ولی از حرفهای قدما این مطلب استنباط میشود و در بین حرفهایشان این مطلب هست.
- مشکل این است که قدما اصولًا حرکت را عرَضی میدانستند یعنی در اعراض میدانستند.
استاد: میدانم؛ ولی بالاخره در «زمان» این مطلب را قبول داشتند که رابطه اجزاء زمان بایکدیگر رابطه قوه و فعلیت، و تقدم و تأخر میان اجزاء آن از نوع تقدم و تأخر ذاتی است.
- زمان را هم به این ترتیب به طریق اولی باید عرضی بدانند. آنها اصلًا مسأله به این صورت برایشان مطرح نبوده است که ...