مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٣٧ - بیان غزالی در دفاع از متکلمین
قبلش عدم بود و اصلًا «قبل» در آنجا معنی نداشت. آن وقت ما نمیتوانیم به این نحو اشکال کنیم که مرجح زمان در آن وقت چه بود؟ در آنجا دیگر سؤال از مرجح غلط است. در آنجا مرجح معنی ندارد، زیرامعنای مرجّح این است که در یک ظرف متشابه الاجزاء چرا این شیء در اینجا واقع شد نه در آنجا. ما میگوییم: خود ظرف، وجودش از اینجا شروع میشود. پس به این [ترتیب] ایراد غلط است.
بیان غزالی در دفاع از متکلمین
بله، اینجاست که یک بیانی به وسیله غزالی- که گفتیم در این مسأله هیچ کس به اندازه غزالی از طرف متکلمین خوب بحث نکرده است- در دفاع از نظریه متکلمین ابراز شده است که شاید قویترین بیان غزالی در اینجا باشد. غزالی در بیان خودش همین تشبیهی را که الآن ما گفتیم یعنی تشبیه زمان به مکان را ذکر میکند و نظریه خودش را توضیح میدهد.
میگوید [١]: این حرف شما درست نیست که به ما ایراد میگیرید که: «شما که میگویید عالم حادث است، زمانش هم حادث است، پس مرجح حدوث زمان چیست»؟ او [یعنی متکلم] میگوید زمان حادث است؛ یعنی زمانی نبوده است و اصلًا ما زمان ممتدی نداریم؛ آن امتداد فقط وهم است برای ما.
میگوید: اصلًا اینکه ما میگوییم عالم حادث زمانی است، شما با لفظ مناقشه نکنید که حدوث عبارت است از وجود بعد از عدم، و حدوث عالم یعنی وجود عالم در زمانی بعد از عدم عالم در زمان پیش، تا بعد بگویید: «اگر عالم در یک زمان حادث باشد به این معناست که وجودش بعد از عدمش در زمان پیش باشد و ما نقل کلام به زمان پیش میکنیم که چرا در زمان پیش موجود نشد»؛ اینها مناقشه در لفظ است. میخواهد لفظ «حدوث» به آن معنایی که شما درنظر دارید- یعنی مسبوقیت وجود شیء به عدم زمانی- صدق کند، میخواهد صدق نکند، مدعا چیز دیگری است؛ این الفاظ برای آن مدعا قاصر باشد یا نباشد به هر حال مقصود ما چیز دیگری.
[١]. این نظریه تقریباً توجیه حرف کعبی هم هست.