مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٣٦ - ١ نظریه کعبی و پاسخ آن
١. نظریه کعبی و پاسخ آن
یکی از متکلمین (کعبی) گفته است که مرجح زمان خود زمان است؛ یعنی نیازی نیست که ما بیاییم مرجحی بیرون از زمان فرض کنیم. به عبارت دیگر کعبی حرفش این است که اگر قبل از عالم، زمانی وجود میداشت و این زمان دارای اجزاء متشابهی بود و معنی وجود و حدوث عالم در فلان نقطه از زمان این بود که عالم مقارنِ این جای زمان خلق شده است، آن وقت شما میتوانستید بگویید چرا مقارنِ آنجا خلق نشد و مقارن اینجا خلق شد؟ اما ما میگوییم زمان هم خودش جزء عالم است. وقتی که خود زمان هم جزء عالم و همراه عالم است و از عالم و با عالم پیدا میشود این دیگر مرجح بیرونی نمیخواهد؛ میگوییم خود زمان که با عالم خلق میشود مرجح ذات خودش است، احتیاجی به مرجح دیگری ندارد. کعبی اینچنین گفته است.
حاجی در اینجا به نحوی جواب میدهد که این جواب قابل خدشه و مناقشه است. میگوید اینکه شما میگویید مرجح حدوث عالم خود زمان است؛ چون زمانی قبل از این نبود عالم در این زمان آفریده شد؛ چون زمان از آنجا شروع میشود عالم در این زمان خلق شد؛ ما نقل کلام به خود زمان میکنیم که خود زمان چرا در ازل وجود ندارد؟.
ولی این ایراد، ایراد واردی نیست؛ چون اگر زمان هم باز زمانی میداشت این ایراد درست بود. وقتی که ما میگوییم اساساً زمانی نبوده است، پس ازل به این معنا یعنی به معنای یک امتداد غیرمتناهی معنی ندارد [١]. پس اگر کسی گفت عالم در این زمان- مثلًا در یک میلیارد سال پیش- خلق شد، مرجح اینکه عالم در یک میلیارد سال پیش خلق شد خود زمان است به معنای اینکه قبل از این، زمان نبود بلکه.
[١]. خدا را هم که ما میگوییم «ازلی است» معنایش این نیست که او وجودی است که در یک امتداد غیرمتناهی وجود دارد. آنجا امتدادی در کار نیست، و لهذا در آنجا تعبیر به «سرمد» میکنند. در تعبیر نهج البلاغه آمده است که «سَبَقَ الاوقاتَ کونُه والعدمَ وجودُه» خداوند وجودش بر زمان تقدم دارد. چیزی که وجودش بر زمان تقدم دارد حتی ازلیت او هم به معنای اینکه در همه زمانها بوده است نیست. ازلیت خداوند به معنای بودن در زمانِ غیرمتناهی نیست.