مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٩١ - یادآوری
رابطهای با یکدیگر دارند کهگر چه توضیح حقیقت این رابطه کار چندان سادهای نیست ولی به هر حال یک نوع رابطهای میان مراتب و اجزاء زمان هست که از این رابطه به «پیشی و پسی» یا «تقدم و تأخر» تعبیر میشود؛ میگوییم: آن زمان تقدم دارد بر این زمان؛ آن زمان پیشی دارد بر این زمان.
چون عرف از میان انواع پیشیها و سبقها با این نوع از سبق که سبق زمانی است آشنایی دارد قهراً درمورد مسأله حدوث عالم- که ما میگوییم عالم حادث است- و برای پیدا کردن مصداق حدوث به سراغ همین مصداق بسیار روشن میرود که نیستی شیء بر هستی شیء سبق زمانی و پیشی زمانی داشته باشد، و در مورد حدوث عالم میگوید نیستی جهان بر هستی جهان پیشی دارد آن هم این نوع خاص از پیشی که اسمش پیشی زمانی است. این معنی از حدوث را عرف عام هم به سادگی درک میکند [١].
حکما آمدند و گفتند: درست است که حدوث یعنی پیشی داشتن نیستی بر هستی، و درست است که عالم حادث است و نیستیاش بر هستیاش پیشی دارد، برخلاف ذات واجب الوجود که قدیم است و هیچ نوع نیستی بر هستی او پیشی ندارد، ولی ما اولًا باید ببینیم که مقصود از نیستی کدام نیستی است و ثانیاً ببینیم مقصود از پیشی کدام پیشی است.
آنهایی که آمدند حدوث ذاتی را طرح کردند همان امکان ذاتی شیء را به معنی نیستی گرفتند [چرا] که امکان ذاتی شیء نیستی به معنی «نیست اقتضای هستی» یعنی «لااقتضائیت هستی و نیستی» است. آن لااقتضائیت را به معنی نیستی شیء درنظر گرفتند. سبق را هم به نوعی سبق- نه سبق زمانی، بلکه به نوعی سبق رتبی عقلی- تعبیر کردند و گفتند: فرق جهان و ذات حق در این است که جهان ماهیتی دارد و امکانی دارد، که همان امکان آن نیستی آن است و این امکان جهان بر هستی جهان به نوعی از پیشی- که پیشی عقلی است یعنی در مرتبه عقل اعتبار میشود- تقدم دارد. این را «حدوث ذاتی» نامیدند.
میرداماد یک قدم جلوتر آمد و گفت: نه، این نیستیای که شما فلاسفه درنظر گرفتهاید نیستی در مقابل هستی نیست. اگر ما میگوییم حدوث یعنی پیشی داشتن.
[١]. البته خود بحث انواع سبق و تقدم مستقلا در آینده در فصل مربوط به اقسام سبق بحث خواهد شد.