مجموعه آثار ط-صدرا
(١)
(1) تعلق جعل به وجود
٢٣ ص
(٢)
تاریخچه بحث جعل
٢٣ ص
(٣)
محل بحث در مسأله جعل
٢٤ ص
(٤)
جعل بسیط و جعل تألیفی
٢٧ ص
(٥)
وجود نفسی و وجود رابط
٢٩ ص
(٦)
ملاک نیازمندی به جعل
٣٢ ص
(٧)
شبهه یا مغالطه فخررازی
٣٥ ص
(٨)
(2) تعلّق جعل به وجود
٤١ ص
(٩)
براهین تعلق جعل به وجود
٤١ ص
(١٠)
برهان اول
٤٣ ص
(١١)
برهان دوم
٤٥ ص
(١٢)
تقریر دیگری از برهان دوم
٤٦ ص
(١٣)
برهان سوم
٤٧ ص
(١٤)
شبهه فخررازی
٥٠ ص
(١٥)
فریده دوم مواد ثلاث وجوب و امکان و امتناع
٥٧ ص
(١٦)
(1) مواد ثلاث و اقسام وجود
٥٩ ص
(١٧)
اصطلاح « ماده » و « جهت »
٥٩ ص
(١٨)
بحث « مواد ثلاث » بحث منطقی است یا فلسفی؟
٦١ ص
(١٩)
اقسام وجود
٦٢ ص
(٢٠)
وجود فی نفسه، وجود لافی نفسه
٦٢ ص
(٢١)
وجود لنفسه و وجود لغیره
٦٦ ص
(٢٢)
وجود بنفسه و وجود بغیره
٦٨ ص
(٢٣)
مناقشه ای بر بیان حاجی
٦٩ ص
(٢٤)
اشکال دیگر
٧٠ ص
(٢٥)
حل یک اشکال
٧٣ ص
(٢٦)
جهات ثلاث و بداهت آنها
٧٧ ص
(٢٧)
توضیح
٧٨ ص
(٢٨)
ملاک نیاز و عدم نیاز به تعریف
٧٩ ص
(٢٩)
مقدمه اول
٧٩ ص
(٣٠)
مقدمه دوم
٨١ ص
(٣١)
مقدمه سوم
٨١ ص
(٣٢)
ضرورت و امکان و امتناع از مفاهیم بدیهی هستند
٨٢ ص
(٣٣)
اعتباری بودن مواد ثلاث
٨٤ ص
(٣٤)
اقوال در باب نحوه وجود مواد ثلاث
٨٨ ص
(٣٥)
ادله قائلین به عینی بودن مواد ثلاث
٨٨ ص
(٣٦)
دلیل اول
٨٨ ص
(٣٧)
دلیل دوم
٨٩ ص
(٣٨)
دلیل سوم
٩٠ ص
(٣٩)
پاسخ اشکال سوم
٩٠ ص
(٤٠)
پاسخ اشکال دوم
٩٢ ص
(٤١)
پاسخ اشکال اول
٩٢ ص
(٤٢)
براهین قائلین به عینی نبودن مواد ثلاث
٩٤ ص
(٤٣)
برهان اول
٩٤ ص
(٤٤)
برهان دوم
٩٥ ص
(٤٥)
(1) اقسام هریک از مواد ثلاث
٩٧ ص
(٤٦)
1 وجوب بالذات
٩٧ ص
(٤٧)
2 امتناع بالذات
٩٩ ص
(٤٨)
3 امکان بالذات
١٠٠ ص
(٤٩)
4 وجوب بالغیر
١٠٠ ص
(٥٠)
5 امتناع بالغیر
١٠١ ص
(٥١)
6 امکان بالغیر
١٠٢ ص
(٥٢)
7 وجوب بالقیاس
١٠٤ ص
(٥٣)
مطلب اول
١٠٧ ص
(٥٤)
مطلب دوم
١٠٨ ص
(٥٥)
متضایفین نسبت به یکدیگر وجوب بالقیاس دارند
١٠٩ ص
(٥٦)
8 امتناع بالقیاس
١١١ ص
(٥٧)
9 امکان بالقیاس
١١١ ص
(٥٨)
(2) اقسام هریک از مواد ثلاث
١١٣ ص
(٥٩)
ایراد به تقسیم حاجی
١١٤ ص
(٦٠)
تقسیم صحیح
١١٦ ص
(٦١)
طرح یک اشکال
١١٩ ص
(٦٢)
پاسخ اشکال
١٢٢ ص
(٦٣)
چند مثال
١٢٢ ص
(٦٤)
مثال دوم
١٢٣ ص
(٦٥)
مثال سوم
١٢٤ ص
(٦٦)
امکان
١٢٦ ص
(٦٧)
(1) مباحث مربوط به امکان
١٢٦ ص
(٦٨)
بحث اول
١٢٦ ص
(٦٩)
بحث دوم
١٢٦ ص
(٧٠)
بحث سوم معانی امکان
١٢٧ ص
(٧١)
فرق مشترک لفظی و مشترک معنوی
١٢٨ ص
(٧٢)
اشتراک لفظی اصطلاح « تضاد »
١٣١ ص
(٧٣)
بازگشت به اصل بحث
١٣٦ ص
(٧٤)
اصطلاحات دیگر امکان
١٣٧ ص
(٧٥)
1 امکان عام
١٣٧ ص
(٧٦)
2 امکان خاص
١٣٨ ص
(٧٧)
3 امکان اخص
١٣٨ ص
(٧٨)
ایراد
١٤٠ ص
(٧٩)
پاسخ
١٤٠ ص
(٨٠)
ضرورت بشرط محمول
١٤٢ ص
(٨١)
4 امکان استقبالی
١٤٤ ص
(٨٢)
(2) مباحث مربوط به امکان
١٥١ ص
(٨٣)
بحث چهارم امکان لازم ماهیت است
١٥١ ص
(٨٤)
امکان، یک امر اعتباری است
١٥٢ ص
(٨٥)
اهمیت مسائل مربوط به شناخت و معرفت
١٥٥ ص
(٨٦)
چرا امکان لازم ماهیت است نه لازم وجود؟
١٥٦ ص
(٨٧)
بحث پنجم نیاز ممکن به مؤثر و علت، بدیهی اوّلی است
١٥٨ ص
(٨٨)
شبهاتی درباره نیازمندی ممکن به علت
١٦١ ص
(٨٩)
اشکال اول
١٦٢ ص
(٩٠)
اشکال دوم
١٦٣ ص
(٩١)
(3) مباحث مربوط به امکان
١٦٤ ص
(٩٢)
ادامه بحث پنجم
١٦٤ ص
(٩٣)
ملاک و مناط نیاز به علت چیست؟
١٦٤ ص
(٩٤)
نظریه اول نفس موجودیت ملاک نیازمندی به علت است
١٦٥ ص
(٩٥)
نظریه دوم حدوث ملاک نیازمندی به علت است
١٦٥ ص
(٩٦)
نظریه سوم امکان ملاک نیازمندی به علت است
١٦٦ ص
(٩٧)
چرا ممکن نیازمند به علت است؟
١٦٧ ص
(٩٨)
شبهه فخررازی در مورد نیازمندی ممکن به علت
١٦٨ ص
(٩٩)
پاسخ شبهه فخر رازی درمورد جعل یا علیت
١٧٠ ص
(١٠٠)
تحلیل مسأله علیت
١٧٢ ص
(١٠١)
(4) مباحث مربوط به امکان
١٧٧ ص
(١٠٢)
بحث ششم ممکن حدوثاً و بقاءً نیازمند به علت است
١٧٧ ص
(١٠٣)
یک شبهه و پاسخ آن
١٧٩ ص
(١٠٤)
بحث هفتم مناط احتیاج به علت امکان است
١٨١ ص
(١٠٥)
(5) مباحث مربوط به امکان
١٨٤ ص
(١٠٦)
ادامه بحث هفتم
١٨٤ ص
(١٠٧)
نظریه متکلمین
١٨٥ ص
(١٠٨)
نظریه حکما
١٨٦ ص
(١٠٩)
سخن حکما خطاب به متکلمین
١٨٧ ص
(١١٠)
ملاک معلولیت « از او بودن » است نه حدوث
١٨٩ ص
(١١١)
امکان فقری
١٩٢ ص
(١١٢)
(6) مباحث مربوط به امکان
١٩٧ ص
(١١٣)
برخی احکام وجوب غیری
١٩٧ ص
(١١٤)
تفکیک میان علیت و ضرورت محال است
٢٠١ ص
(١١٥)
مسأله اولویت
٢٠٢ ص
(١١٦)
رد نظریه اولویت غیری
٢٠٤ ص
(١١٧)
ضرورت بشرط محمول
٢٠٩ ص
(١١٨)
هر ممکنی را دو ضرورت فرا گرفته است
٢١٠ ص
(١١٩)
(7) مباحث مربوط به امکان
٢١٢ ص
(١٢٠)
امکان استعدادی (1)
٢١٢ ص
(١٢١)
سیر تاریخی بحث امکان استعدادی
٢١٢ ص
(١٢٢)
امکان استعدادی غیر از استعداد است
٢١٥ ص
(١٢٣)
امکان استعدادی را گاهی « امکان وقوعی » می نامند
٢١٨ ص
(١٢٤)
تفاوتهای امکان استعدادی و امکان ذاتی
٢١٩ ص
(١٢٥)
فرق اول
٢١٩ ص
(١٢٦)
فرق دوم
٢٢٠ ص
(١٢٧)
فرق سوم
٢٢١ ص
(١٢٨)
فرق چهارم
٢٢٢ ص
(١٢٩)
فرق پنجم
٢٢٤ ص
(١٣٠)
فرق ششم
٢٢٥ ص
(١٣١)
اضطراب در کلام صدرالمتألهین
٢٢٥ ص
(١٣٢)
اصالت وجود و حل مسأله امکان استعدادی
٢٢٦ ص
(١٣٣)
فرق امکان ذاتی و امکان استعدادی به ابهام و تعین ماهیت و وجود برمی گردد
٢٢٨ ص
(١٣٤)
امکان ذاتی و امکان استعدادی اشتراکشان معنوی است
٢٢٩ ص
(١٣٥)
(8) مباحث مربوط به امکان
٢٣٢ ص
(١٣٦)
امکان استعدادی (2)
٢٣٢ ص
(١٣٧)
نظریه خاص ما درباب امکان استعدادی
٢٣٢ ص
(١٣٨)
واجب الوجود از سنخ وجود است و ممتنع الوجود از سنخ عدم
٢٣٣ ص
(١٣٩)
بنابرنظر دقیق حتی امکان هم از ماهیت سلب می شود
٢٣٤ ص
(١٤٠)
مجازهای عرفی
٢٣٥ ص
(١٤١)
مجازهای دقیق عقلی
٢٣٥ ص
(١٤٢)
اطلاق « موجود » بر ماهیت از دقیق ترین مجازهای عقلی است
٢٣٦ ص
(١٤٣)
نسبت دادن امکان به ماهیت مَجاز است
٢٣٧ ص
(١٤٤)
حل مسأله امکان استعدادی
٢٣٨ ص
(١٤٥)
بیان دیگر
٢٣٩ ص
(١٤٦)
حیثیت تعلیلیه و حیثیت تقییدیه
٢٤٠ ص
(١٤٧)
احکام وجود را می توان به کمک حیثیت تقییدیه به ماهیت هم نسبت داد
٢٤٢ ص
(١٤٨)
معنی امکان ذاتی در مورد ماهیت
٢٤٣ ص
(١٤٩)
خلاصه بحث
٢٤٤ ص
(١٥٠)
شناخت
٢٤٧ ص
(١٥١)
(1) شناخت
٢٤٩ ص
(١٥٢)
نظریات مختلف درباب شناخت
٢٤٩ ص
(١٥٣)
نظریه اول نظریه لاک و همه مادّیون
٢٤٩ ص
(١٥٤)
نظریه دوم نظریه هیوم
٢٥٠ ص
(١٥٥)
نظریه سوم نظریه کانت
٢٥١ ص
(١٥٦)
نقد نظریه سوم
٢٥٢ ص
(١٥٧)
نظریه چهارم نظریه هگل
٢٥٢ ص
(١٥٨)
نقد نظریه چهارم
٢٥٤ ص
(١٥٩)
نقد نظریه اول ( نظریه مادیون )
٢٥٤ ص
(١٦٠)
نظریه پنجم نظریه فلاسفه اسلامی
٢٥٧ ص
(١٦١)
(2) شناخت
٢٦٣ ص
(١٦٢)
نظریه حکمای اسلامی درباب مسأله شناخت
٢٦٣ ص
(١٦٣)
1 معقولات اولیه
٢٦٣ ص
(١٦٤)
نظریه بوعلی و خواجه درباره مراحل مختلف شناخت یا ادراک
٢٦٤ ص
(١٦٥)
نظریه صدرالمتألهین
٢٦٥ ص
(١٦٦)
2 معقولات ثانیه منطقی
٢٦٩ ص
(١٦٧)
سه وجه تمایز معقولات ثانیه منطقی از معقولات اولیه
٢٦٩ ص
(١٦٨)
نمونه هایی از معقولات ثانیه منطقی
٢٧٠ ص
(١٦٩)
معقولات ثانیه منطقی و شناخت عالم خارج
٢٧٢ ص
(١٧٠)
معمای بزرگ شناخت
٢٧٣ ص
(١٧١)
3 معقولات ثانیه فلسفی
٢٨١ ص
(١٧٢)
مقصود از اینکه ظرف عروض این معقولات ذهن است چیست؟
٢٨١ ص
(١٧٣)
مقصود از اینکه ظرف اتصاف این معقولات خارج است چیست؟
٢٨٢ ص
(١٧٤)
مفهوم وجوب، امکان و امتناع از معانی حرفی و مفاهیم انتزاعی و معقولات ثانیه فلسفی است
٢٨٥ ص
(١٧٥)
(3) شناخت
٢٩١ ص
(١٧٦)
سیر تاریخی بحث معنی اسمی و معنی حرفی
٢٩٢ ص
(١٧٧)
تحلیل معنی اسمی و معنی حرفی
٢٩٤ ص
(١٧٨)
قدرت ذهن در ساختن معانی اسمی از معانی حرفی
٢٩٨ ص
(١٧٩)
خلاصه بحث
٢٩٩ ص
(١٨٠)
نقش بزرگ و عمده معانی اسمی منتزع از معانی حرفی در تفکر فلسفی بشر، و بازگشت به مسأله شناخت
٣٠٠ ص
(١٨١)
نحوه انتزاع معقولات ثانیه فلسفی از معانی حرفیه
٣٠٢ ص
(١٨٢)
حل مشکل شناخت
٣٠٤ ص
(١٨٣)
ظرف عروض و ظرف اتصاف
٣٠٥ ص
(١٨٤)
(4) شناخت
٣٠٨ ص
(١٨٥)
بررسی نظریه مادیین درباره شناختهای تصدیقی
٣٠٩ ص
(١٨٦)
نحوه پیدایش تئوری یا فرضیه
٣١١ ص
(١٨٧)
نقش الهامات در کشفیات بشر
٣١٢ ص
(١٨٨)
تعمیم دادن و کلیت بخشیدن به تئوری
٣١٣ ص
(١٨٩)
نظر بوعلی و خواجه
٣١٥ ص
(١٩٠)
« استنباط » یا حرکت عمقی ذهن
٣٢١ ص
(١٩١)
مثال اول
٣٢٢ ص
(١٩٢)
مثال دوم
٣٢٣ ص
(١٩٣)
مثال سوم
٣٢٤ ص
(١٩٤)
حرکت عمقی ذهن در معرفت اشیاء یا نفوذ از ظاهر به باطن و از فنومن به نومن
٣٢٥ ص
(١٩٥)
فریده سوم حُدوث و قدم
٣٢٩ ص
(١٩٦)
حدوث و قدم
٣٢٩ ص
(١٩٧)
(1) حدوث و قدم
٣٣١ ص
(١٩٨)
تعریف قدم و حدوث
٣٣١ ص
(١٩٩)
حدوث و قدم اضافی یا عرفی
٣٣٣ ص
(٢٠٠)
حدوث و قدم حقیقی یا فلسفی
٣٣٤ ص
(٢٠١)
حدوث و قدم ذاتی و حدوث و قدم زمانی
٣٣٤ ص
(٢٠٢)
عدم مقابل و عدم مجامع
٣٣٥ ص
(٢٠٣)
علت عدم طرح « حدوث دهری » در کلمات صدرالمتألهین
٣٣٦ ص
(٢٠٤)
(2) حدوث و قدم
٣٣٨ ص
(٢٠٥)
یادآوری
٣٣٨ ص
(٢٠٦)
حدوث و قدم ذاتی
٣٤٠ ص
(٢٠٧)
ریشه تاریخی بحث حدوث ذاتی و حدوث زمانی
٣٤٠ ص
(٢٠٨)
خلاصه بحث
٣٤٨ ص
(٢٠٩)
اشکال بر نظریه حدوث ذاتی
٣٥٠ ص
(٢١٠)
راه تخلص از این اشکال
٣٥٤ ص
(٢١١)
(3) حدوث و قدم
٣٥٨ ص
(٢١٢)
حدوث دهری (1)
٣٥٨ ص
(٢١٣)
حدوث دهری
٣٥٩ ص
(٢١٤)
مقدمه اول ( موارد کاربرد تعبیر « ظرفیت »)
٣٥٩ ص
(٢١٥)
مقدمه دوم
٣٦٣ ص
(٢١٦)
اشاره ای به مسأله علم و ادراک یا مسأله شناخت
٣٦٧ ص
(٢١٧)
بازگشت به اصل بحث
٣٦٨ ص
(٢١٨)
خلاصه بحث
٣٧٦ ص
(٢١٩)
(4) حدوث و قدم
٣٧٩ ص
(٢٢٠)
حدوث دهری (2)
٣٧٩ ص
(٢٢١)
مقدمه سوم
٣٧٩ ص
(٢٢٢)
نظریه حدوث دهری میرداماد
٣٨٦ ص
(٢٢٣)
مقایسه « حدوث دهری » میرداماد با « حدوث ذاتی » فلاسفه
٣٨٨ ص
(٢٢٤)
(5) حدوث و قدم
٣٩٠ ص
(٢٢٥)
حدوث اسمی
٣٩٠ ص
(٢٢٦)
یادآوری
٣٩٠ ص
(٢٢٧)
حدوث اسمی
٣٩٣ ص
(٢٢٨)
1 مرتبه غیب الغیوب
٣٩٤ ص
(٢٢٩)
2 مرتبه تعین اول
٣٩٤ ص
(٢٣٠)
3 مرتبه تعین دوم
٣٩٥ ص
(٢٣١)
(6) حدوث و قدم
٣٩٩ ص
(٢٣٢)
حدوث جوهری (1)
٣٩٩ ص
(٢٣٣)
نظر فلاسفه در مقابل نظریه متکلمین
٤٠١ ص
(٢٣٤)
نظریه صدرالمتألهین و حدوث جوهری عالم
٤٠٢ ص
(٢٣٥)
(7) حدوث و قدم
٤٠٩ ص
(٢٣٦)
حدوث جوهری (2)
٤٠٩ ص
(٢٣٧)
نظر متکلمین
٤١٠ ص
(٢٣٨)
نظر فلاسفه
٤١١ ص
(٢٣٩)
نظر میرداماد
٤١٢ ص
(٢٤٠)
نظر صدرالمتألّهین
٤١٢ ص
(٢٤١)
اشکال حدوث زمانی صدرایی در مورد امور کلی و پاسخ آن
٤١٤ ص
(٢٤٢)
اشکال حدوث زمانی صدرایی در مورد کل عالم و پاسخ آن
٤١٥ ص
(٢٤٣)
(8) حدوث و قدم
٤٢٢ ص
(٢٤٤)
اقوال حکما و متکلمین در مورد مرجح حدوث عالم در لایزال (1)
٤٢٢ ص
(٢٤٥)
ایراد فلاسفه بر نظریه متکلمین
٤٢٣ ص
(٢٤٦)
پاسخ متکلمین
٤٢٣ ص
(٢٤٧)
1 قول کعبی و نقد آن
٤٢٤ ص
(٢٤٨)
2 قول معتزله و نقد آن
٤٢٥ ص
(٢٤٩)
3 قول اشاعره
٤٢٦ ص
(٢٥٠)
(9) حدوث و قدم
٤٢٩ ص
(٢٥١)
اقوال حکما و متکلمین در مورد مرجح حدوث عالم در لایزال (2)
٤٢٩ ص
(٢٥٢)
ریشه تاریخی مسأله مرجح حدوث عالم در لایزال
٤٣١ ص
(٢٥٣)
تعبیر « مرجح » بر اساس فرضیه مستقل بودن زمان
٤٣٣ ص
(٢٥٤)
تشبیه امتداد زمانی موهوم به امتداد مکانی موهوم
٤٣٤ ص
(٢٥٥)
1 نظریه کعبی و پاسخ آن
٤٣٦ ص
(٢٥٦)
بیان غزالی در دفاع از متکلمین
٤٣٧ ص
(٢٥٧)
بیان نظریه کعبی با تفصیل بیشتر
٤٣٨ ص
(٢٥٨)
2 نظریه معتزله
٤٤١ ص
(٢٥٩)
3 نظریه اشاعره
٤٤٣ ص
(٢٦٠)
سخن غزالی در مورد اراده
٤٤٤ ص
(٢٦١)
اشاره ای به نظریه صدرالمتألهین
٤٤٥ ص
(٢٦٢)
(10) حدوث و قدم
٤٤٧ ص
(٢٦٣)
اقوال حکما و متکلمین در مورد مرجح حدوث عالم در لایزال (3)
٤٤٧ ص
(٢٦٤)
ایراد بر حرف متکلمین از طریق امتناع انفکاک معلول از علت تامه
٤٤٨ ص
(٢٦٥)
تقریر نظریه متکلمین بر اساس بیان غزالی
٤٤٩ ص
(٢٦٦)
تقدم و تأخر میان اجزاء مکان یک امر اعتباری، و میان اجزاء زمان یک امر حقیقی است
٤٥٤ ص
(٢٦٧)
نظریه صدرالمتألهین و حدوث ذاتی عالم طبیعت
٤٥٧ ص
(٢٦٨)
بنابرحرکت جوهری مرجح حدوث هر پدیده ای در عالم، ذاتی آن است
٤٥٩ ص
(٢٦٩)
سبق و لحوق
٤٦١ ص
(٢٧٠)
(1) سبق و لحوق یا تقدم و تأخر
٤٦٣ ص
(٢٧١)
اقسام سبق
٤٦٧ ص
(٢٧٢)
1 سبق زمانی
٤٦٧ ص
(٢٧٣)
2 سبق بالرتبه
٤٦٨ ص
(٢٧٤)
سبق بالرتبه در مورد امور مکانی
٤٦٩ ص
(٢٧٥)
سبق بالرتبه در امور عقلی
٤٧٠ ص
(٢٧٦)
3 سبق بالشرف
٤٧١ ص
(٢٧٧)
4 سبق بالطبع
٤٧٢ ص
(٢٧٨)
5 سبق بالعلیة
٤٧٤ ص
(٢٧٩)
6 سبق بالتجوهر
٤٧٥ ص
(٢٨٠)
سبق بالذات
٤٧٧ ص
(٢٨١)
7 سبق بالحقیقه
٤٧٧ ص
(٢٨٢)
8 سبق دهری
٤٧٩ ص
(٢٨٣)
(2) سبق و لحوق یا تقدم وتأخر
٤٨٢ ص
(٢٨٤)
کلی متواطی
٤٨٢ ص
(٢٨٥)
کلی مشکک
٤٨٣ ص
(٢٨٦)
ارتباط مسأله « تقدم و تأخر » با مسأله « کلی مشکک »
٤٨٤ ص
(٢٨٧)
نظریه بوعلی در مورد عدم تشکیک در ذات و ذاتی
٤٨٧ ص
(٢٨٨)
نظریه شیخ اشراق در مورد جاری بودن تشکیک در کلیات ذات و عرضی
٤٨٩ ص
(٢٨٩)
نظریه صدرالمتألهین
٤٩٠ ص
(٢٩٠)
بهترین مثال برای امور مشکک
٤٩١ ص
(٢٩١)
خلاصه بحث
٤٩٢ ص
(٢٩٢)
(3) سبق و لحوق یا تقدم و تأخر
٤٩٦ ص
(٢٩٣)
تعیین ملاک در هریک از اقسام تقدم
٤٩٦ ص
(٢٩٤)
ملاک در سبق بالرتبه
٤٩٦ ص
(٢٩٥)
ملاک در سبق بالشرف
٤٩٧ ص
(٢٩٦)
ملاک در سبق بالطبع
٤٩٧ ص
(٢٩٧)
ملاک در سبق بالعلیه
٥٠٠ ص
(٢٩٨)
ملاک در سبق زمانی
٥٠٣ ص
(٢٩٩)
ریشه تقدم و تأخر زمانی
٥٠٧ ص
(٣٠٠)
فریده چهارم قوه و فعل
٥١٢ ص
(٣٠١)
فریده پنجم ماهیت و لواحق آن
٥١٥ ص
(٣٠٢)
(1) غرر اول تعریف ماهیت و پاره ای از احکام آن
٥١٧ ص
(٣٠٣)
تعریف ماهیت
٥١٧ ص
(٣٠٤)
لزوم شناخت علامات استفهام
٥١٨ ص
(٣٠٥)
ادوات استفهام
٥٢٠ ص
(٣٠٦)
سؤال از « ما »
٥٢٥ ص
(٣٠٧)
سؤال از « هل »
٥٢٦ ص
(٣٠٨)
سؤال از لِم
٥٢٨ ص
(٣٠٩)
(2) ماهیت و لواحق آن
٥٣٧ ص
(٣١٠)
لحاظ ماهیت در فلسفه هگل
٥٣٩ ص
(٣١١)
لحاظ ماهیت در فلسفه تکامل
٥٣٩ ص
(٣١٢)
عرضی و ذاتی
٥٤١ ص
(٣١٣)
(3) در تعریف ماهیت و بعضی احکام آن
٥٥١ ص
(٣١٤)
مقصود از تعبیر « ماهیت من حیث هی »
٥٥١ ص
(٣١٥)
معنای « حیثیت »
٥٥٢ ص
(٣١٦)
آیا مرتبه ماهیت رفع نقیضین است؟
٥٥٣ ص
(٣١٧)
دو نوع محمول برای ماهیت
٥٥٨ ص
(٣١٨)
وضعیت شرایط منطقی تناقض
٥٦٢ ص
(٣١٩)
نقش حمل اولی ذاتی و حمل شایع صناعی در حل مشکل
٥٦٥ ص
(٣٢٠)
اعتبارات ماهیت (1)
٥٦٨ ص
(٣٢١)
ورود بحث « اعتبارات ماهیت » در علم اصول
٥٦٨ ص
(٣٢٢)
نظر آیة الله بروجردی در اعتبارات ماهیت
٥٧٨ ص
(٣٢٣)
تجرید روانشناسی و تجرید فلسفی
٥٨٠ ص
(٣٢٤)
اعتبارات ماهیت (2)
٥٨٦ ص
(٣٢٥)
ورود بحث اعتبارات ماهیت در علم اصول
٥٨٧ ص
(٣٢٦)
اشکال و طرح یک تناقض
٥٨٨ ص
(٣٢٧)
جواب اشکال
٥٨٩ ص
(٣٢٨)
طرح سه اشکال
٥٩١ ص
(٣٢٩)
نظر ما در اعتبارات ماهیت
٥٩٥ ص
 
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص

مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٦٩ - بازگشت به اصل بحث

دارد سلسله حرکات است، یعنی وجهه سیلان عالم است که هرچه در اینجا هست در سیلان است و هر مرتبهای فاقد مرتبه دیگر است (به همین معنایی که بیان کردیم)؛ یعنی این مراتب به هیچ نحو یکدیگر را نمیبینند و درک نمیکنند و با یکدیگر حضور ندارند. جنبهای که بر آنها حاکم است جنبه غیاب است و هر مرتبهای از مرتبه دیگر غایب است. علیت واقعی هم در اینجا وجود ندارد، بلکه فقط «علیت اعدادی» وجود دارد؛ یعنی گذشته شرط آینده هست ولی به وجودآورنده آینده نیست، چون اساساً در مرتبه آینده وجود ندارد.

و از همین جاست که حکیم میرسد به اینکه گذشته نمیتواند علت ایجادی شیئی که امکان وجود دارد و نیازمند به علت ایجادی است، باشد. گذشته میتواند علت اعدادی باشد یعنی شرط وجود این شیء باشد ولی گذشته نمیتواند موجد آینده خودش باشد. نظیر اینکه اگر شما سنگی را از بالا رها کنید تا به پایین سقوط کند، مادامی که این سنگ از بالا به پایین میآید مراتب قبلی شرط مرتبه بعدی است؛ یعنی اگر این سنگ آن مرتبه قبلی را طی نکند محال است بتواند مرتبه بعدی را طی کند؛ یعنی باید از مرتبه قبل عبور کند تا به مرتبه بعدی برسد؛ ولی مرتبه قبل علت به وجود آورنده حرکت نیست؛ محرک، چیز دیگر است. محرک آن چیزی است که در همه این مراتب وجود دارد. این در مقام تمثیل و تشبیه بود با اینکه این مثال با خود مطلب یک مقدار فرق دارد.

پس علت واقعی شیء باید آن چیزی باشد که همراه با این موجود وجود داشته باشد و قهراً نمیتواند یک امر زمانی اینچنین باشد که تقدمش بر این شیء تقدم زمانی باشد، بلکه باید یک امری باشد که تقدمش بر این شیء تقدم وجودی باشد؛ یعنی باید یک وجودی باشد که سنخ وجودش با سنخ وجود این شیء متفاوت است تا بتواند ایجاد کننده این باشد، و آن محیط بر این است [١].


[١].- حال چه لزومی دارد که بگوییم یک علت اینچنینی برای عالم طبیعت وجود دارد که ایجادکننده این عالم است و سنخ وجودش با سنخ وجود این عالم متفاوت است؟ بلکه میتوانیم بگوییم یک مقدار مواد هستند که اینها تغییر صورت میدهند، که بر این اساس دیگر لزومی ندارد که قائل به علت ایجادی و علت فاعلی بشویم.

استاد: باز ماده است و ماده قبول میکند صورت را. پس باز از علت فاعلی و ایجادی بی نیاز نیستیم.

- نه، ماده به معنی فلسفی منظورم نیست.

استاد: به هر معنا که شما بخواهید بگویید فرق نمیکند.

- مقصود بنده ماده به همین معنی «جسم» است یعنی به صورت طبیعی برخورد میکنیم.

استاد: ماده به معنی «جسم» هم که شما بخواهید بگویید همینطور است. اولا بنا براصل حرکت جوهری که هیچ امر ثابتی نداریم جایی برای این حرفها نیست. ثانیاً بنا بر آن اصل هم که شما بخواهید بگویید میشود ماده و صورت ارسطو، که باز در ماده و صورت ارسطو جسم نمیتواند علت جسم باشد، یعنی جسم نمیتواند به جسم صورت بدهد.

- استاد! منظور بنده این است که اگر ما به همان صورتی که مادیون بحث میکنند بحث کنیم میگوییم که اصلا مسأله این نیست که یک چیزی به یک چیزی وجود بدهد، بلکه یک مقدار مواد ثابت در جهان هست و ما فقط عامل محرک را باید پیدا کنیم. یک عامل محرکی هست که جای اینها را عوض میکند: این میرود بالا، آن میرود پایین، این میرود به این سمت، آن میرود به آن سمت، و حرکاتی از این قبیل.

استاد: حالا اجازه بدهید، الآن ما نمیخواهیم از بحث خارج بشویم. آن مطلبی که شما میگویید، ما را از بحث خارج میکند. ما اگر آن علت را فقط عامل محرک هم بدانیم بازهم گذشته نمیتواند عامل محرک آینده باشد؛ عامل محرکی هم باید همراه متحرک باشد. از این جهت هیچ فرقی نمیکند؛ یعنی نمیتواند عامل محرک از نظر زمانی به این نحو باشد که در مرتبهای که محرک وجود دارد حرکت وجود نداشته باشد و در مرتبهای که حرکت وجود دارد محرک وجود نداشته باشد یعنی معدوم باشد؛ یعنی این که «معدوم» بخواهد علت «موجود» باشد امری محال است. همیشه باید عامل همراه با عمل خودش موجود باشد (که البته مقصود ما عامل واقعی است نه مجرا؛ این مثالهای عوامانه را که گاهی میزنند نظیر بنّا و ساختمان بریزید دور). محال است که یک شیء عامل و علت واقعی باشد بدون آنکه همراه معلول خودش وجود داشته باشد.

یک وقت کسی میگوید اصلا حرکت علت نمیخواهد. این یک بحث علیحدهای است که البته در جای خودش طرح کردهایم. ولی یک وقت هست که ما میگوییم حرکت علت میخواهد. وقتی میگوییم حرکت علت میخواهد، هر مرتبهای از مراتب حرکت علت میخواهد. این نمیتواند به این صورت باشد که علت در مرتبه قبل باشد و در خود آن مرتبه، علت وجود نداشته باشد. این معنایش این است که در مرتبه این حرکت علت معدوم باشد. علت در حال عدم که نمیتواند علت باشد، علت در حال وجود میتواند علت باشد؛ و فرض این است که مرتبه وجود علت مرتبه عدم معلول است و مرتبه وجود معلول مرتبه عدم علت است. تا این مقدارها را خود امثال ارسطو هم پیش رفتهاند وحتی در باب محرک اول هم این حرف را گفتهاند که عامل محرک باید همراه حرکت وجود داشته باشد.