مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٦٨ - بازگشت به اصل بحث
حال برمیدارد. بعد از ده سال که میگذرد شما [با نظر به عکس]، بچه را در همان حال ده سال پیش میبینید ولی خودش تغییر کرده است (که البته این مثال درستی نیست، چون خود تصویر و عکس هم تغییر میکند ولی کندتر تغییر میکند).
ذهن است که همه اینها را نگهداری میکند و اگر ذهن یک خاصیت ماوراء الطبیعی که همان خاصیت ثبات است نداشته باشد علم و ادراک نخواهد داشت و نسبت به عالم خارج شناخت پیدا نخواهد کرد، زیرا حیثیت علم حیثیت ثبات است. اصلًا حیثیت آگاهی حیثیت ثبات است، یعنی ضد حیثیت حرکت است؛ حیثیت حضور است. حرکت، غیاب است و علم حضور.
بازگشت به اصل بحث
به هرحال این یک سلسله است در عالم وجود. حکما سلسله علل و معلولهای زمانی را «سلسله عرْضی» مینامند. و اما اینکه چرا این سلسله را عرضی میگویند برای این است که موجوداتی که در این سلسله هستند [به وجود آورنده یکدیگر نیستند و احیاناً] ازنظر مرتبه وجودی یعنی از نظر شدت و ضعف در یک درجه هستند؛ یعنی چنین نیست که [لزوماً] آن چیزی که در مرتبه قبل وجود دارد «اقوی وجوداً» باشد از این چیزی که در مرتبه بعد وجود دارد؛ نه، ممکن است آن چیزی که در مرتبه قبل است «اقوی وجوداً» باشد از این چیزی که در مرتبه بعد است و ممکن است عکس قضیه باشد یعنی آن چیزی که در مرتبه بعد هست «اقوی وجوداً» باشد از آن چیزی که در مرتبه قبل است. ممکن است پدری «اقوی وجوداً» باشد از پسری و ممکن است پسری «اقوی وجوداً» باشد از پدری. ولی هرچه از این اختلافات مرتبهای هم که باشد باز درعین حال اینها را موجودات عرضی میگویند، یعنی اینها در یک عالم و در یک نشئه قرار گرفتهاند.
فیلسوف برخلاف عالِم طبیعی برای وجود یک سلسله دیگر هم قائل است که آن را «سلسله طولی» مینامد. «سلسله طولی» یعنی چه؟ در توضیح اینکه مقصود از سلسله طولی چیست و چگونه اثبات میشود باید بگوییم: همچنانکه گفتیم جهان دارای یک سلسله عرضی است که همین عالم طبیعت است که همه با آن آشنا هستیم و فیلسوف و عالم طبیعی در آن اتفاق نظر دارند. این سلسله عرضی که جهان