مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٥٩ - مقدمه اول ( موارد کاربرد تعبیر « ظرفیت »)
واجب الوجود نمیتواند چنین چیزی باشد، و ممکن الوجود است که در مرتبه قبل از وجودش یک لیسیت ذاتی وجود دارد (که درباره این مطلب آن مقداری که لازم بود در درس پیش بحث کردیم و دیگر تکرار نمیکنیم).
حدوث دهری
میرداماد آمده است یک مطلب دیگری را ابداع کرده و آن را «حدوث دهری» نامیده است. حدوث دهری که او فرض کرده است از یک نظر مانند حدوث زمانی است؛ یعنی همان گونه که حدوث زمانی عبارت است از مسبوق بودن وجود شیء به یک عدمی که آن عدم نقیض وجود این شیء است، این هم مسبوق بودن وجود شیء است به یک عدمی که واقعاً نقیض این شیء است یعنی عدم خود این شیء است واقعاً، (عدم نقیضِ این شیء یعنی عدمی که در مقابل وجود این شیء قرار گرفته است)؛ یعنی مثل حدوث ذاتی نیست که مسبوقیت وجود شیء به یک عدمی باشد که چون آن عدم عدم «این» نیست قابل جمع با خودش است (ولذا آن را «عدم مجامع» نامیدیم).
حاجی میفرماید: ولی این حدوث دهری که میرداماد گفته است همان گونه که شیوه و دأب اوست کلامش تا اندازه بسیاری ابهام و اجمال دارد و ما با یک زبان دیگر و با یک بیان دیگر خلاصه نظریه او را ذکر میکنیم. حاجی در اینجا برای بیان حرف میرداماد سه مقدمه ذکر میکند.
مقدمه اول ( موارد کاربرد تعبیر « ظرفیت »)
مقدمه اول این است که هر موجودی از موجودات برای وجودش ظرفی اعتبار میشود که این ظرف را معمولًا با کلمه «فی» تعبیر میکنند. اتفاقاً بوعلی یک بیانی در این زمینه دارد که در اسفار هم در مباحث حرکت در یک جا مرحوم صدرالمتألّهین نقل میکند که این کلمه «فی» که مبین ظرفیت است بهطور کلی به چه عنایاتی و با چه اعتبارهایی گفته میشود. اکنون ما برخی موارد را که روشن کننده این مطلب باشد عرض میکنیم: