مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٣٦ - علت عدم طرح « حدوث دهری » در کلمات صدرالمتألهین
بنابراین هر ماهیت ممکن الوجودی وجودش مسبوق است به امکان ذاتی خودش، یعنی وجودش مسبوق است به لااقتضائی ذات خودش؛ و این به این معنی است که این ماهیت ممکن الوجود را اگر در مرتبه ذاتش نگاه کنیم، در مرتبه ذات خودش موجود نیست بلکه خالی از وجود است و در مرتبه بعد وجود برای آن پیدا میشود؛ یعنی امکانش بر وجودش تقدم دارد با اینکه این تقدم عینی نیست بلکه تقدم در ظرف عقل است یعنی در تحلیل عقلی به آن پی میبریم؛ و این مطلبی است که قبلًا هم در مبحث «جعل» آن را تحلیل کردیم.
در آنجا خواندیم: «الشیء قُرّر فأمکن، فأوجب فوجب، فاوجد فوُجد» یعنی به حسب مراتب عقل که درنظر بگیریم عقل، اول ذات شیء را اعتبار میکند، بعد امکانش را اعتبار میکند، بعد ایجابش را، بعد وجوبش را، بعد ایجادش را و بعد وجودش را. پس در مراتب عقلی، وجود تأخر دارد از امکان و امکان هم که گفتیم واقعیتش واقعیت عدم است. پس هر ممکن الوجودی وجودش مسبوق به این عدم است. ولی این عدم، عدم مجامع است یعنی منافات با وجود ندارد؛ شیء درهمان حالی که موجود است ممکن الوجود است؛ یعنی در حالی که موجود است لااقتضائیتش را هم دارد؛ ایندو با یکدیگر قابل جمع است. این نحو از مسبوقیت وجود به عدم را فلاسفه به «حدوث ذاتی» اصطلاح کردهاند. مسبوقیت وجود شیء به عدم مقابل را به «حدوث زمانی» اصطلاح کردهاند و مسبوقیت وجود شیء به عدم مجامع- یعنی امکان ذاتی- را اصطلاحاً «حدوث ذاتی» نامیدهاند. البته هر حادث زمانی حادث ذاتی هم هست ولی ضرورت ندارد که هر حادث ذاتی حادث زمانی هم باشد.
علت عدم طرح « حدوث دهری » در کلمات صدرالمتألهین
تا اینجا حاجی فقط اصطلاحات را بیان کرده است. بعد وارد یک اصطلاح دیگر میشود و آن اصطلاح «حدوث دهری» است. حدوث دهری از نظریات ابداعی میرداماد است و میرداماد به قدری شیفته این فکر حدوث دهری است که تقریباً میشود گفت در همه یا اغلب کتابهایش همه آنچه بحث کرده است برای به کرسی نشاندن نظریه حدوث دهری بوده است، و رد کردن نظریه حدوث دهری یعنی