مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٣٣ - حدوث و قدم اضافی یا عرفی
و حدوث میشود و شاید حتی شامل حدوث و قدم اضافی هم- که هم اکنون آن را مطرح خواهیم کرد- بشود.
بعد هریک از حدوث و قدم را تقسیم میکنند به «حقیقی» و «اضافی»، که شاید تعبیر بهتر این است که بگویند هریک از اینها تقسیم میشود به «فلسفی» و «عرفی».
حدوث و قدم اضافی یا عرفی
در عرف، حدوث و قدم یک مفهوم نسبی و اضافی دارد. حادث در عرف یعنی امر تازه، و قدیم یعنی امر کهنه؛ یعنی اگر چیزی نسبت به چیز دیگری عمر کمتری داشته باشد آن چیز را میگویند حادث است یعنی تازه است، اما اگر چیزی چنین نباشد یعنی نسبت به آن، زمان خیلی بیشتری را اشغال کرده باشد این را میگویند قدیم است یعنی کهنه است، که در اینجا اغلب بجای «حادث» میگویند «متجدد» یا «تازه»؛ آنهایی را که عمر کمی از آنها گذشته است میگویند «تازه» یا «متجدد»، و آنهایی را که عمر بیشتری از آنها گذشته است میگویند «کهنه» یا «قدیم».
در اینجا یک مفهوم اضافی و نسبی در کار است؛ یعنی وقتی دو شیء را با یکدیگر مقایسه میکنند و میبینند که یکی در زمان بعدتر پیدا شده است و یکی در زمانهای قبل بوده است، این را نسبت به آن میگویند «قدیم» و آن را نسبت به این میگویند «تازه» یا «جدید» درصورتی که گاهی همین قدیم را نسبت به یک قدیمتر «تازه»، «حادث» و یا «جدید» مینامند و آن قدیمتر را «قدیم» میگویند.
مثلًا این اصطلاح در مباحث فلسفی بسیار شایع است که وقتی شما نظریات امثال صدرالمتألّهین و حاجی سبزواری را در مقایسه با نظریات امثال بوعلی و ارسطو درنظر میگیرید بوعلی و ارسطو را «قدما» مینامید، اما دیگر به صدرالمتألّهین و حاجی سبزواری نمیگویید «قدما»، چون وقتی آنها را نسبت به اینها میسنجید آنها میشوند «قدما». ولی یک وقت هست که شما فیلسوفان عصر ما را در نظر میگیرید؛ نسبت به اینها که درنظر بگیرید به امثال حاجی سبزواری هم میگویید «قدما».
بنابراین همیشه در عرف وقتی سخن از تازه و کهنه یا جدید و قدیم به میان میآید مقصود یک مفهوم نسبی و اضافی است؛ یعنی این چیزی که عمر بیشتری از