مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٠٢ - نحوه انتزاع معقولات ثانیه فلسفی از معانی حرفیه
نحوه انتزاع معقولات ثانیه فلسفی از معانی حرفیه
اینها بیگانه از خارج هم نیستند. با اینکه مصداق مستقلی در عالم خارج ندارند ولی درعین حال میبینید به وسائط از خارج گرفته شدهاند.
در ابتدا اینها به صورت یک معانی حرفی در رابطه میان دو معقول اوّلی که آن دو معقول اوّلی از راه حواس و تماس مستقیم ذهن با یک پدیده پیدا شده است [وجود دارند]. مثلًا ما میگوییم: «زید قائم است» و یا یک بچه کوچک در این حد فکر میکند که این مادر من است؛ این شیر است؛ این آب است [١]. بعد ذهن قدرت پیدا میکند و به مرحلهای میرسد که از این معنی حرفی معنی اسمی انتزاع میکند. از این «زید قائم است»، از این چیزی که با کلمه «است» به صورت معنی حرفی بیان میشود، «هست»، «هستی» و «وجود» را انتزاع میکند. اینجاست که ما پی میبریم به اینکه این «هستی» یک مفهومی نیست که- آنطور که کانت میگوید- قبل از اینکه اصلًا یک معقول اوّلی به ذهن آمده باشد همینطور گترهای در ذهن وجود داشته باشد. همچنانکه مفهوم «هستی» مثل مفهوم سفیدی نیست که مستقیماً از بیرون گرفته شده باشد، چون «هستی» پدیده خاصی نیست. چیزی بهطور مستقیم به ذهن میآید که یک پدیده خاص درمقابل سایر پدیدهها باشد، مانند سفیدی و سیاهی و گرمی و سردی که میگوییم: این سفیدی است، آن سیاهی است، این گرمی است، آن سردی است. هستی یک چیزی است که بر همه صدق میکند. مفهوم «هستی» به این شکل از خارج گرفته شده است که بعد از آنکه معقولات اولیه به ذهن میآید و بعد از آنکه رابطهها به ذهن میآید این مفهوم از همان رابطهها انتزاع میشود. این مفهوم مع الواسطه از خارج گرفته شده است نه بلاواسطه [٢].
[١]. اینکه آیا همین مقدار فکر کردن را حیوانات دارند یا ندارند عدهای معتقدند که این مقدار تفکر- یعنی تفکرات به اصطلاح وهمی و رابطه میان جزئیات برقرار کردن- را حیوانات هم دارند و تفکر عقلی است که حیوانات ندارند.[٢].- در روانشناسی کودک این مطلب هست که کودک در ابتدا خارج را به همان صورت واقع و به صورت رابطه ادراک میکند یعنی پیش از اینکه اشیاء را بهطور مستقل تصور کند تصدیق میکند. مثلًا قبل از اینکه از «مادر» و از «خود» به صورت مستقل تصوری داشته باشد به این تصدیق که «این مادر من است» پی برده است.
استاد: اگر انسان بخواهد قائل به تقدم زمانی تصور بر تصدیق باشد به این معنا که بگوید اشیاء در ذهن کودک در ابتدا به صورت مستقل تصور میشود یعنی ذهن کودک در آن ابتدای ابتدا تصویربردار محض است: تصویری از پدر دارد، تصویری از مادر دارد، تصویری از خودش دارد، سپس در زمانهای بعد رابطه برقرار میکند و این فکر برایش پیدا میشود که مثلا «این مادر من است»، یعنی اگر مسأله زمان مطرح باشد، این مسألهای است که من نمیگویم صحیح است، بلکه قابل خدشه و مناقشه است. ممکن است با قرائن روانشناسی ثابت کرد که زماناً چنین نیست؛ ذهن کودک در ابتدا خارج را آنچنان که هست در خود میپذیرد. وقتی که در آن ابتدای ابتدا خارج را آنچنان که هست یعنی به صورت یک فکر، به صورت یک اندیشه، به صورت یک قضیه و به صورت یک تصدیق پذیرفت، در مرحله بعد موضوع را از محمول مستقل میکند.
ولی وقتی ما میگوییم تصور بر تصدیق تقدم دارد مقصودمان آن چیزی است که منطقیین و فلاسفه میگویند؛ مقصود تقدم رتبی است نه تقدم زمانی؛ یعنی تصدیق فرع بر تصور است؛ چگونه؟ یعنی همان جا در ضمن آن تصدیق همیشه تصوری هم وجود دارد.
مقصود همان تصوری است که در ضمن تصدیق وجود دارد، زیرا اگر تصور نباشد اصلا تصدیقی وجود ندارد؛ یعنی درحالی که این تصورها درهم آمیخته است و به صورت یک تصدیق درآمده است درعین حال تصوری از موضوع، تصوری از محمول و تصدیق به رابطه میان اینها وجود دارد. درحالی که اینها با هم آمیخته هستند ولی تصور در آنجا وجود دارد؛ یعنی در هر تصدیقی تصور وجود دارد. آن تصوری که بعد از تصدیق وجود دارد تصوری است که تصدیق همراهش نباشد. آن تصور را میشود گفت که بعد از تصدیق پیدا میشود ولی تصورهایی که لازمه تصدیق است، آنها همیشه همراه تصدیق هست و آن تصورها تقدم رتبی دارند بر تصدیق، نه اینکه حتماً تقدم زمانی دارند بر تصدیق. پس اینکه میگویند: «تصدیقِ بلاتصور محال است» حرف درستی است.
- اما تصور بدون تصدیق ممکن است.
استاد: بله.