مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧٠ - نمونه هایی از معقولات ثانیه منطقی
اینها در خارج نیست؛ اینها در خارج مصداق ندارند، بلکه مصداقشان هم در خود ذهن است. و سوم اینکه اینها معقولاتی منفصل و جدا از معقولات اولیه نیستند که همانطور که معقولات اولیه هرکدام یک چیزی است جدا، مثلًا انسان یک معقولی است، درخت معقول دیگری است، دیوار معقول دیگری است، اینها هم معقولاتی باشند جدا و مستقل از معقولات اولیه؛ نه، اینطور نیست. اینها معقولاتی هستند که به صورت حالات معقولات اولیه در ذهن وجود دارند و ظرفشان هم فقط ذهن است.
همه معانی و مفاهیمی که در منطق به کار برده میشود (که منطق خودش اساساً علم «معرفت» است و بلکه علم «معرفت شناسی» است) از این نوع معانی و مفاهیم است.
نمونه هایی از معقولات ثانیه منطقی
در منطق از همان ابتدا که بحث منطق شروع میشود سخن از این است که مفهوم یا کلی است یا جزئی. «مفهوم یا کلی است یا جزئی» یعنی مفهوم و معنیای که در ذهن هست یا دارای این صفت است که قابل انطباق بر کثیرین است یا دارای این صفت است که قابل انطباق بر کثیرین نیست. اینها دو حالت ذهنی است؛ یعنی مفهوم از آن جهت که در ذهن است یا قابل انطباق بر کثیرین هست یا قابل انطباق بر کثیرین نیست؛ اگر قابل انطباق باشد آن را میگوییم «کلی» و اگر قابل انطباق نباشد آن را میگوییم «جزئی».
این قابلیت انطباق، صفت مفهوم است در ذهن، نه اینکه این قابلیت انطباق صفت شیء در خارج هم هست. انسان در ذهن متصف است به کلیت یعنی قابلیت انطباق بر امور کثیر. ولی همین انسان را از ذهن بیاورید در خارج، دیگر این صفت کلیت را ندارد؛ این صفت در ذهن باقی میماند، به این معنی که انسان در ظرف ذهن دارای این صفت است و در ظرف خارج دارای این صفت نیست. انسان خارجی قابل صدق بر کثیرین نیست ولی همین انسان در ذهن که میآید قابل صدق بر کثیرین است. جزئی بودن هم عین همین است، چون جزئی بودن غیر از مشخص بودن است.
اگرچه گاهی این اشتباه در بعضی کلمات هست که جزئی بودن