مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٦٥ - نظریه صدرالمتألهین
خصوصیاتی هست.
البته این نظریه، نظریه سستی است و بعدها به وسیله صدرالمتألّهین کاملًا رد شد.
نظریه صدرالمتألهین
نظریه دیگری از سوی صدرالمتألهین ابراز شد که یکی از بهترین نظریات ایشان همین نظریه است و آن این است که نه صورت حسی به مرحله خیال بالا میرود و نه صورت خیالی به مرحله عقل بالا میرود. اینها مراحل و مراتب مختلف هستند که امکان ندارد هیچ کدام از مرتبه خودش تجافی کند. وقتی حس با خارج عینی مقابل میشود بعد صورت حسی ابداع میشود، معنایش این نیست که خارج آمده است در ذهن؛ تغییر پیدا کرده و به این شکل درآمده است بلکه خارج سر جای خودش است و در رابطه حس و خارج، این صورت- این صورت مماثل- متناسب با عالم حس در عالم حس ابداع میشود. همان رابطهای که وجود عینی با صورت حسی دارد، همان رابطه را صورت حسی با صورت خیالی دارد؛ یعنی قوه خیال آن رابطهای را با ادراک حسی دارد که ادراک حسی با شیء عینی دارد؛ یعنی صورت حسی سر جای خودش هست، خیال از این صورت حسی یک صورت راقیتر و عالیتر و متناسب با مرتبه وجودی خودش میسازد؛ و باز عقل در مرتبه بالاتر همان رابطهای را که خیال با حس و حس با عین داشت با صور خیالی دارد (نه اینکه در آن صورت خیالی دست ببرد، که چنین چیزی امکان ندارد) یعنی اینها معد میشوند برای عقل که بتواند در مرتبه خودش و در رتبه و درجه خودش صورت معقول را که متناسب با قوه عاقله است بسازد و بیافریند.
پس اجمالًا در این جهت همه اتفاق نظر دارند که شروع کار ذهن از حواس است، اعم از اینکه صورت عقلی را همان صورت حسی دست برده شده بدانیم یا آنکه صورت عقلی را مرتبه عالیتری از صورت خیالی و همچنین مرتبه خیال را عالیتر از مرتبه حس بدانیم. به هر حال شروع کار ذهن از حواس است که اینها را «معقولات اولیه» میگویند، یعنی اولین معقولاتی که در ذهن وارد میشود و بلاواسطه، صورت عالم خارج است؛ به این معنی صورت عالم خارج است که این