مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥٠ - نظریه دوم نظریه هیوم
که صوری را از بیرون در خودش منعکس میکند؛ منتها اگر دوربین عکاسی تنها از یک راه این کار را انجام میدهد، ذهن انسان از راههای متعدد که همان راههای حواس انسان است این کار را انجام میدهد. البته این جهت را هم قبول دارند که حداکثر کاری که ذهن انجام میدهد این است که روی صورِ گرفته شده از خارج یک سلسله تصرفات میکند، تصرفاتی درحد تجزیه یا ترکیب و یا در حد تجرید و تعمیم؛ کار ذهن دیگر بیش از این نیست؛ یعنی از نظر اینها اگر ما یک کالبدشکافی ذهنی بکنیم و همه صوری را که وارد ذهن شده است و در ذهن ما وجود دارد یک یک بررسی کنیم میبینیم هریک از اینها یا صورتی است که مستقیماً از خارج وارد ذهن شده است و ذهن ما جز اینکه یک فیلم و یک تصویری از آن گرفته است کار دیگری نکرده است و یا صورتی است که از تجزیه و ترکیب و یا حداکثر تجرید و تعمیم همان صورتهایی که ذهن مستقیماً از خارج گرفته است به دست آمده است؛ دیگر غیر از این چیزی وجود ندارد. آن حرف معروف لاک که گفته است: «در عقل چیزی وجود ندارد مگر آنکه آن چیز قبلًا در حس وجود داشته است» همین نظریه را بیان میکند و مادیون هم همین نظریه را دنبال میکنند.
نظریه دوم : نظریه هیوم
نظریه دوم نظریهای است که راجع به این جهت که ببینیم محتوای ذهن و آنچه که در ذهن است از کجا آمده است و از کجا نیامده است چندان بحث نمیکند ولی همین قدر میگوید که از صوری که در ذهن است آن دستهای معتبر است که از راه حواس وارد شده باشد. این نظریه تلویحاً قبول میکند که یک صور دیگری هم در ذهن وجود دارد که از راه حواس وارد نشده است ولی آنها را نامعتبر میداند. پس درواقع این نظریه نمیگوید هرچه در ذهن آمده است از راه حواس آمده است بلکه میگوید آنچه که در ذهن است مخلوطی است از اموری که از راه حواس وارد ذهن شده است و اموری که از راه حواس وارد نشده است. اینکه از کجا وارد شده است، کاری به آن ندارد؛ چگونه شده است که وارد شده است، کاری به آن ندارد؛ همین قدر میگوید که آن صوری معتبر است که از راه حواس وارد شده باشد، که این همان نظریه معروف هیوم است.