مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤ - محل بحث در مسأله جعل
با اینکه در اینجا هم مثل مسأله اصالت وجود باز همان تعبیرات معروف هست که مشّائین چنین گفتهاند و اشراقیین چنان، ولی همانطور که گفتیم این مسأله به آن شکل مطرح نبوده است که وقتی گفتند مشائین چنین گفتهاند برویم ببینیم مثلًا بوعلی در مورد مسأله جعل چه گفته است؛ اصلًا مسألهای به نام «جعل» برای بوعلی مطرح نبوده است. بلکه شیخ اشراق حرفی زده است که اتباع مشائین نظر او را رد کردهاند و برخلاف او نظر دادهاند و چون کسانی که نظر او را رد کردهاند و نظر دیگری را انتخاب کردهاند اتباع مشائین بودهاند از این جهت در اینجا این قول به مشائین نسبت داده شده است و الّا این قول را نمیشود به کل مشائین که شامل بوعلی یا فارابی یا ارسطو هم بشود نسبت داد. اکنون ببینیم بحث بر سر چیست.
محل بحث در مسأله جعل
بحث جعل بحث رابطه علت است با معلول خودش. شک ندارد که علیت، نوعی رابطه است میان علت و معلول، و معلول «هویت» خودش را از علتش گرفته است.
بحث بر سر این است که آنچه که معلول از علت میگیرد چیست؟.
ما کلمه مبهمی به کار بردیم به نام «هویت» و عمداً هم این کلمه مبهم را به کار بردیم. میدانیم هر هویتی تحلیل میشود به ماهیتی و وجودی، یعنی ذهن برای آن دو چیز تشخیص میدهد: ماهیت و وجود، و این مطلب محرز است- گرچه در اینجا ذکر نکردهاند و شاید ضرورتی ندیدهاند که ذکر کنند- که علت در آنِ واحد دو کار در مورد معلول انجام نمیدهد که بگوییم علت، هم به معلول وجود میدهد و هم ماهیت؛ یک بار به معلول وجود میدهد و یک بار ماهیت [١]؛ وجود و ماهیت کثرتشان کثرت عقلی و ذهنی است، کثرت عینی نیست؛ درصورتی که علیت- یعنی آن دِهِشی که درواقع، علت نسبت به معلول دارد- عینیت است. وقتی در عالم عین، وجود و ماهیت دوچیز نباشد بلکه یک چیز باشد- همانطور که در باب اصالت.
[١]. حرفی به دکارت نسبت میدهند و فروغی هم در سیر حکمت در اروپا به همین تعبیر ذکر کرده است که «خداوند، هم جاعل وجودات است و هم خالق ماهیات» یعنی درست عکس آن جمله معروف بوعلی که «ما جعل اللَّه المشمش مشمشاً بل أوجده»