مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٠ - هر ممکنی را دو ضرورت فرا گرفته است
کنیم این یک امر ضروری میشود.
اگر از ما بپرسند که زید ایستاده است یا نه، چه میگوییم؟ میگوییم: ممکن است ایستاده باشد ممکن است ایستاده نباشد. اما اگر بپرسند آیا زیدِ ایستاده ایستاده است، چه میگوییم؟ آیا باز میگوییم ممکن است ایستاده باشد و ممکن است ایستاده نباشد؟ نه، میگوییم: زیدِ ایستاده دیگر ایستاده است. «زید ایستاده است» یک امر ممکن است، اما «زیدِ ایستاده ایستاده است» یک امر واضح و بدیهی است، یعنی زید با فرض اینکه ایستاده باشد واضح است که حتماً ایستاده است [١].
هر ممکنی را دو ضرورت فرا گرفته است
پس در هر ممکنی درعین اینکه یک رابطه امکانی میان موضوع و محمول برقرار است، با دو اعتبار دیگر دو رابطه ضروری برقرار است. مثلا در قضیه «الانسان موجودٌ» اگر فقط انسان را درنظر بگیریم و «موجودٌ» را درنظر بگیریم رابطه رابطه امکانی است و یک قضیه ممکنه تشکیل میشود. اما اگر بگوییم انسانی که علت وجودش وجود دارد، یعنی علل وجود انسان را هم درنظر بگیریم و بگوییم انسان در شرایط کذا و کذا- که آن شرایط همان مجموع علل به وجود آورنده انسان است- در این صورت واضح است که انسان اینچنینی موجود است بالضروره. پس همان «انسان موجود است» را اگر با توجه به عللش درنظر بگیریم «انسان موجود است بالوجوب» میشود کما اینکه اگر «انسان موجود است» را به صورت «الانسان الموجود موجودٌ» درنظر بگیریم باز هم یک قضیه ضروریه میشود.
بنابراین، این آب گرم است بالامکان یعنی ممکن است گرم باشد. اما این آبی که این مقدار حرارت به آن دادهاند گرم است بالضروره؛ آبِ گرم گرم است بالضروره.
پس در مورد هر قضیه ممکنهای دو نوع قضیه ضروریه قابل اعتبار است. از این جهت است که میگویند: «کلُّ ممکنٍ محفوفٌ بضرورتین: ضرورة بشرط العلة وضرورة بشرط المحمول» که مقصود این است که در مورد هر قضیه ممکنهای دو قضیه.
[١].- مادیون درباره وجود، «ماده» را همین جور درنظر میگیرند.
استاد: آن را عرض کردهایم. بله، همینطور است.