مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٦ - امکان فقری
باشد [زمان هم از جمله مسائلی است که باید تصور روشنی از آن داشته باشیم تا بتوانیم مسأله را خوب درک کنیم]. الآن شما فرمودید که در وجود، شدت و ضعف را ما در خارج حس میکنیم یعنی در ذهن ما هست و ما درک میکنیم که شدت و ضعف وجود دارد. من میخواهم بگویم که آن جلسه من از حضورتان سؤال کردم که اگر آن مطلب را من درست فهمیده باشم زمان هم مسألهای است که باز فقط ما باید یک تصور منطقی از آن داشته باشیم تا بتوانیم حقیقت مسأله علت و معلول را درک کنیم، چون در مورد علت و معلول مسأله زمان باز نمیتواند یک مسألهای باشد که مثلا علت زماناً قبل از معلول باشد.
استاد: حرفتان درست است ولی ما در اینجا نگفتیم که علت زماناً مقدم بر معلول است.
- حالا من میخواهم بگویم که درعین حال ما در خارج باز مثل شدت و ضعف این تصور را داریم که یک چیزی قبل از چیز دیگر وجود دارد و مثلا قدیم قبل از حادث وجود دارد و شیئی که زماناً مقدم است علت است و دیگری معلول.
استاد: البته اینطور چیزها هست؛ ما که نمیگوییم نیست. ما که نمیخواهیم بگوییم هیچ گونه حادثی در عالم نیست؛ ما میخواهیم بگوییم که علتِ احتیاج به علت، حدوثش نیست و الّا واضح است که آنچه که ما با آن سر و کار داریم همهاش حادثها هستند، یعنی اشیائی هستند که وجودشان در یک قطعهای از زمان یا در یک نقطهای از زمان هست ولی در نقاط قبل نیست. منتها بحث ما این است که آن چیزی که این را نیازمند به یک علتی کرده است کدام جهتش است. آیا آن نبود پیشینش این را نیازمند به علت کرده است یا نه، آن امکان ذاتیاش (به قول حکما) این را نیازمند کرده است؟ و الّا ما که نمیخواهیم وجود حادثها را انکار کنیم. شک ندارد که امور حادث وجود دارد و ما دائماً با آنها سر و کار داریم. همان مثالی که عرض کردم مؤید این مطلب است: این آب الآن آب است بعد تبدیل میشود به بخار. واضح است که پیدایش این بخار یعنی بخار شدن این ماده الآن یک امر حادثی است؛ امر حادثی است که قبلا نبوده و حالا پیدا شده است. منتها ما تحلیل میکنیم که این پدیدهای که ما الآن به صورت بخار شدن یک مادهای میبینیم، این چرا اساساً احتیاج به علت دارد؟ چرا بینیاز از علت نیست؟ آیا چون نبود و بعد پیدا شد نیازمند به علت است یا نه، به دلیل دیگر؟