مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٤ - امکان فقری
درجهای از وجود هست، بعد این درجه از وجود به درجه وجود بالاتر از خودش وابسته است.
استاد: تشکیک وجود هم همین است.
- حالا سؤال این است که اگر این درجه از وجود واقعاً درجهای از وجود هست، در وجود داشتن چه فرقی دارد که بخواهد به آن وابستگی داشته باشد؟ وجود، وجود است دیگر. این به چه چیز آن وابستگی دارد؟.
استاد: وجود وجود است، اما خودتان میگویید: «وجود مشکک».
- ما قبول نداریم، برای اینکه اینجا ایراد پیش میآید.
استاد: نه، ایرادی پیش نمیآید؛ حالا بحث کنید.
وجود است که زاییده وجود است- گرچه کلمه «زاییدگی» در اینجا غلط است؛ «لم یلد و لم یولد» است- یعنی وجود علت وجود است نه علت چیز دیگر. پس شما درباب علیت چه میگویید؟ درباب علیت آیا میگویید وجود علت عدم است؟ آیا میگویید علتِ ماهیت است، که امر اعتباری است؟ میگویید وجود علت وجود است. وجود علت وجودش است یعنی چه؟ هردو که به قول شما وجود است. وجود علت وجود است یعنی اصلا علیت از وجود بیرون نیست. وجود علت وجود است یعنی اصلا مرتبهای از وجود وابسته است به مرتبهای از وجود.
- ایشان میگویند فرق وجود علت با وجود معلول چیست؟.
استاد: در شدت و ضعف است.
- این شدت و ضعف یعنی چه؟.
استاد: اصلا شدت و ضعف هم به وجود برمیگردد. اینها را شما در ابتدا خواندهاید. البته من قبول دارم، یعنی سؤالهای شما را در اینجا میپسندم، برای اینکه اینها را باید کم کم و تدریجاً تصور کرد.
ش ب وجود یک وقت هست که میگویید اصلا ما نمیتوانیم مراتب تصور کنیم، نمیتوانیم دروجود شدت و ضعف تصور کنیم (مثل حرف عرفا)، بنابراین علیت هم در عالم نیست. وحدت وجود عرفانی- البته در آن شکل غلیظش- یک چنین چیزی است.
اصلا علیتی در عالم نیست. کثرتی به هیچ وجه در عالم نیست.
ولی ما که با بدیهیات اولیه عقل سروکار داریم نمیتوانیم این را قبول داشته باشیم. ما دربحث تشکیک وجود گفتیم که آیا تقدم و تأخر معقول است یا معقول نیست؟ آیا شما از شدت و ضعف تصور دارید یا نه؟ اصلا شدت و ضعف یعنی همین. اصلا تا وجودْ حقیقت نباشد و تا وجود مراتب نداشته باشد تصور شدت و ضعف در عالم غلط است؛ اصلا تصورش در عالم وجود ندارد. اگر وجود حقیقت نداشت اصلا چنین تصوری به ذهن نمیآمد. تا یک حقیقت نباشد که صاحب مراتب باشد شدت و ضعف معنی ندارد.
اگر شما یک شیئی را بردارید و چیز دیگری را با آن مخلوط کنید این که شدیدتر از آن نیست، این که تکامل آن نیست. شما میگویید: «تکامل» (حالا تکامل را همیشه درقوس صعودی میگوییم اما علیت در قوس نزولی است. این در سیر نزولی است و آن در سیر صعودی). تکامل یعنی چه؟ یعنی این دارای مرتبهای از کمال است بعد دارای