مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٢ - امکان فقری
امکان فقری
امکان فقری یعنی آنجا که ممکن و امکان هر دو یکی است؛ یعنی چه؟ یعنی تا حالا فیلسوفان و متکلمان بحث میکردند و میگفتند ب که نیازمند به علت است ملاک نیاز ب به علت چیست؟ متکلمین چیزی را پیدا کرده بودند به نام «حدوث» و فلاسفه چیزی را پیدا کرده بودند به نام «امکان». پس ما «نیازمند» ی داشتیم و نیازی و ملاک نیازمندیای. نیازمند چه بود؟ ب بود. ب نیاز دارد به علت. ملاک نیازش چیست؟ «حدوث» به قول متکلمین، «امکان» به قول فلاسفه. اما به این بیان که ما میگوییم نیازمند عین نیاز است. اصلًا غیر از وجود چیزی نیست، مابقی همه اعتبار است. الفی هست و ب. ب وجود وابسته است. وابستگی این وجود و نیاز آن یک چیزی غیر از خودش نیست. اصلًا خودش و حقیقتش حقیقت نیاز به اوست؛ حقیقتش حقیقت فقر به اوست. آن فقر و آن احتیاج عین ذات این وجود است. وقتی که اینطور بگوییم دیگر مطلب کاملًا روشن است.
پس ملاک نیاز به علت این است که مرتبه وجودی مرتبه فقری باشد. تا وجود در مرتبهاش ضعیف نباشد عین نیاز به یک مرتبه دیگر نمیشود. پس وجود ضعیف عین نیاز به مرتبه دیگر میشود، وقتی که عین نیاز به یک مرتبه دیگر شد مفتقر و فقر هر دو در اینجا یکی از آب درمیآید و بنابراین فرقی نمیکند که این وجود فقری محدود باشد یعنی فقط این نقطه زمان را اشغال کرده باشد و ظرفش این نقطه زمان باشد، قبلش نباشد بعدش هم نباشد، یا نامحدود باشد یعنی تمام این خط گذشته زمان را و تمام خط آینده زمان را هم اشغال کرده باشد ولی واقعیتش واقعیت فقر باشد [١].
[١].- تعبیر «فقر» یک مقداری شاعرانه است و الّا فقر که نمیتواند ملاک چیزی بشود. شما میفرمایید که این ملاکش فقرش است.
استاد: نه، فقرش خودش است؛ یعنی خودش عین فقر است.
- فقر از کجا؟ این اگر خودش عین فقر است پس خودش هیچ چیزی نیست.
استاد: چرا خودش هیچ چیزی نیست؟.
- چون فقر یعنی نداشتن؛ فقر یعنی نبودن.