مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٥ - نظریه متکلمین
دیگر هم باید حل شود. چرا این بخار شدن علت میخواهد؟ چرا بینیاز از علت نیست؟ و همچنین درمورد سایر جریانهایی که در نظام علت و معلول واقعند قهراً این سؤال مطرح است که اصلا چرا اینها علت میخواهند؟ چرا بینیاز از علت نیستند؟.
نقطه مقابل این سؤال آن سؤال معروف است- و بیشتر هم همان سؤال مطرح میشود- که اگر ما به یک علتی رسیدیم که گفتیم آن علت معلول هیچ علتی نیست یعنی بینیاز از علت است قهراً در آنجا هم این مسأله مطرح است که آن علت چرا بی نیاز از علت است؟ چرا این نیازمند به علت است و چرا آن بینیاز از علت است؟
و حتی میشود مسأله را به این شکل مطرح کرد که چرا آن که بینیاز از علت است نیازمند به علت نیست و چرا این که نیازمند به علت است بینیاز از علت نیست؟ به این معنی که چرا این در جای آن قرار نگرفته و چرا آن در جای این قرار نگرفته است؟
نظریه متکلمین
جوابی که متکلمین دادهاند این بوده است که اصلًا در مسأله اینکه شیء چرا نیازمند به علت است، باید گفت شیء از آن جهت که شیء است نیازمند به علت نیست و موجود از آن جهت که موجود است نیازمند به علت نیست، بلکه شیء از آن جهت که حادث است نیازمند به علت است. حادث بماهوحادث نیازمند به علت است؛ یعنی ملاک نیازمندی حدوث است. و به تعبیر دیگر که بااصطلاحات امروز وفق بدهد مسأله این نیست که موجود نیازمند به علت است؛ مسأله این است که پدیده نیازمند به علت است. پدیده یعنی ناپدیدی که پدید شده است. حادث هم یعنی معدومی که موجود شده است.
بنابراین راز مطلب مسأله حدوث است. اینکه چرا اساساً ب نیازمند به علت است، چرا بخار نیازمند به یک عاملی است که آن را به وجود بیاورد، این چرایش در حدوثش خوابیده است. چون بخار یک حقیقتی است که نبوده و بعد پیدا شده است لذا نیازمند به علت است. بخار در اول که نبود، آن آب بود بعد بخار شد. چون این حالت بخار بودن وجود نداشت و بعد وجود پیدا کرد پس نیازمند به علت است