مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٢ - بحث هفتم مناط احتیاج به علت امکان است
میدانستند؛ میگفتند این عالم از ازل بوده است و تا ابد هم ادامه دارد و عالم مخلوق است درعین اینکه قدیم زمانی است.
و این همان مسألهای است که اغلب این نویسندگان کتابهای تاریخ فلسفه نمیتوانند آن را تصور کنند. از یک طرف میبینند حکمایی مثل بوعلی سینا و خواجه نصیرالدین حکمای فوق العاده الهی و بسیار قرص و محکمی هستند، و از طرف دیگر میبینند که اینها برای عالم قدم زمانی قائل هستند. میگویند ایندو که با هم جور در نمیآید. از آنجا که طرز فکرشان همان طرز فکر ابتدائی است که متکلمین دارند، این مسأله برایشان غیرقابل تصور است.
ولی برای حکما قضیه حل شده است که قدیم زمانی بودن ملاک وجوب وجود و استغناء از علت نیست، بلکه شیء هرچه بیشتر قدم زمانی داشته باشد نیازش به علت بیشتر است؛ یعنی هرچه که موجود در یک جهت سعه وجود داشته باشد فقرش بیشتر است و هرچه که موجود وجودش محدودتر باشد به دلیل محدودتر بودنِ وجودش فقرش هم کمتر است، چون فقر با وجود تقریباً مساوی میشود و لذا میگویند کاملتر فقیرتر است [١]. به هرحال حکما قائل به قدیم زمانی هستند ولهذا حاجی میگوید:
قَدْ کانَ الْافْتِقارُ لِلْامْکانِ | فَلْیجْعَلِ الْقَدیمُ بِالزَّمانِ | |