مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٢ - اشکال اول
برهانهای شیرینی هم اقامه کرده است که اتفاقاً بسیاری از آنها در فلسفههای امروز هم هست.
اشکال اول
میگوید: اصلا علیت محال است. چرا محال است؟ چون علیت یعنی جعل، یعنی ایجاد کردن، یعنی تأثیر کردن. آیا علت معلول را که ایجاد میکند این ایجاد به معلول موجود تعلق میگیرد یا به معلول معدوم؟ از ایندو بیرون نیست. اگر «ایجاد» بخواهد به موجود تعلق بگیرد تحصیلِ حاصل است. آیا چیزی را که موجود است میخواهد ایجاد کند؟! و اگر میگویید «ایجاد» به معدوم تعلق میگیرد، مگر میشود معدوم تبدیل به موجود بشود؟ این اجتماع نقیضین است که من معدوم را موجود کنم. اینکه معدوم موجود بشود یعنی عدمْ وجود را بپذیرد؛ این میشود «تناقض».
پس اگر ایجاد به وجود تعلق بگیرد تحصیل حاصل است و اگر به عدم تعلق بگیرد تناقض است. پس اصلًا علیت در عالم محال است.
پس او به این بیان فلسفی میگوید: هیچ موجودی معدوم نمیشود و هیچ معدومی هم موجود نمیشود و به طریق اولی هیچ موجودی موجود نمیشود و هیچ معدومی هم معدوم نمیشود. از این چهار فرض بیرون نیست: یا موجود موجود میشود، که تحصیل حاصل است؛ یا معدوم معدوم میشود، این هم تحصیل حاصل است؛ یا موجود معدوم میشود، که تناقض است (مثل اینکه اگر من بگویم: «جسم سیاه میشود» درست است، اما اگر بگویم: «جسم سفید سیاه میشود» تناقض است. «جسم سفید سیاه میشود» یعنی جسم در حالی که سفید است سیاه هم بشود.
این تناقض است و اصلا تضاد است)؛ یا معدوم موجود میشود که این هم تناقض است.
پس «موجود موجود میشود» تحصیل حاصل است؛ «معدوم معدوم میشود» آن هم تحصیل حاصل است؛ «موجود معدوم میشود» تناقض است؛ «معدوم موجود میشود» آن هم تناقض است. پس اصلا باب علیت را ببندید. این یک اشکال.