مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٧ - ٤ امکان استقبالی
امور مربوط به آینده است [١].
حکمای اسلامی میگویند این نظریه صحیح نیست. هیچ فرقی میان آینده و زمان حاضر و گذشته نیست؛ یعنی همان ضرورتهایی که بر زمان حاضر و بر زمان گذشته حکمفرماست، همان ضرورتها بر امر استقبالی- ولی در ظرف خودش- حاکم است. اینکه «ما نمیدانیم» یک امری است که به ما ارتباط پیدا میکند نه اینکه آن در حاقّ واقع و نفس الامر چون به آینده تعلق دارد دارای یک حالت خاصی است که اسمش امکان استقبالی است که آنچه که در زمان حاضر هست و آنچه که در زمان گذشته هست دیگر آن امکان استقبالی را ندارد و در آن اعتبار نمیشود ولی در مورد امر آینده اعتبار میشود؛ نه، چنین چیزی نیست. فرق آینده با زمان حاضر و گذشته فقط در این است که ما آن را نمیدانیم و به همین جهت در «ندانستن» گاهی گذشته هم مثل آینده میشود (زیرا گاهی امور مربوط به گذشته را هم ما نمیدانیم) و زمان حاضر هم مثل آینده میشود (از آن جهت که انسان نمیداند)؛ ولهذا ما در گذشته درباب اعاده معدوم به یک مناسبتی خواندیم که یکی از معانی «امکان» احتمال است که اصطلاحاً آن را «امکان احتمالی» میگویند.
در آنجا گفتند که امکان احتمالی مربوط به انسان است نه مربوط به اشیاء و ماهیت آنها، یعنی حالت انسان است نه حالت اشیاء. وقتی من میگویم فلان چیز ممکن است یعنی از نظر من محتمل است، یعنی من نه یقین دارم به وجودش نه یقین دارم به عدمش. من نمیدانم آن امر موجود میشود یا معدوم میشود؛ این معنایش این نیست که آن در حاقّ واقع وجوب وجود دارد یا ندارد و امتناع وجود دارد یا ندارد، بلکه من نمیدانم. امکان استقبالی هم در نهایت امر برمیگردد به نوعی احتمال.
به عنوان توضیح مطلب میگوییم: آنچه که به زمان گذشته یا به زمان حال تعلق.
[١].- مگر ضرورت وقتی مربوط به وقت خاصی است و مثلا وقتش باید زمان حال و گذشته باشد؟ ما میگوییم وقتش وقت آینده است.
استاد: مسأله «وقت» را قبلا عرض کردیم؛ گفتیم اگر از نظر کلی شما بخواهید بگویید، البته بعضی اشیاء در آینده هم ضرورت دارند، مثل اینکه شما خسوف و کسوف آینده را پیش بینی میکنید. گفتیم منطقی وقتی که بحث میکند در ضوابط کلی سخن میگوید.
بسیاری قضایای جزئی هست که چون تحت ضابطه کلی درنمی آید در زمان حاضر هم ضرورت وقتی ندارد.