مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠١ - ٥ امتناع بالغیر
بگذاریم، آیا این کفه پایین میرود یا نمیرود؟ مسلم است که پایین میرود. آیا پایین رفتنش باز هم یک امر ممکن است یا با این قید و با این شرط و با فرض وجود این علت پایین رفتنش امری واجب است؟ مسلم است که پایین رفتنش امری واجب و ضروری است، یعنی محال است که پایین نرود.
پس با اینکه ممکن بالذات در مقابل واجب بالذات است ولی هر ممکن بالذاتی به واسطه علت خاصی، وجوب- یعنی وجوب بالغیر- پیدا میکند. وجوب بالغیر و امکان بالذات با یکدیگر ناسازگار نیستند. این معنایش این است که این شیء به حسب ذات خودش اقتضای وجود یا اقتضای عدم ندارد و موجودیت یا معدومیت برای آن بیتفاوت است ولی به واسطه یک امر ماوراء ذات خودش، وجود برایش ضرورت دارد. ایندو با یکدیگر تضاد ندارند؛ یعنی لااقتضائی به حسب ذات و اقتضاء به حسب غیر با یکدیگر تضاد ندارند. دو تا اقتضاء با یکدیگر میجنگند، ولی یک لااقتضاء و یک اقتضاء هرگز با یکدیگر نمیجنگند.
پس امکان ذاتی با وجوب غیری منافات ندارد و لهذا بوعلی میگوید: «الممکن من ذاته أن یکون لیس و من علته أن یکون أیس» یعنی ممکن خودش به حسب ذات خودش نیستی است یعنی لااقتضائی است ولی به خاطر علت خودش موجود است و ایسیت دارد (أیس یعنی وجود).
پس ما وجوب ذاتی و وجوب غیری را فهمیدیم. امتناع ذاتی را هم که قبلًا تعریف کردیم. اکنون باید ببینیم امتناع غیری به چه معنی است.
٥. امتناع بالغیر
امتناع غیری هم با مقایسه با وجوب غیری معنایش روشن میشود. همانطور که هر ممکن بالذاتی میشود وجوب غیری پیدا کند میتواند امتناع غیری هم پیدا کند یعنی میتواند به واسطه یک علت ممتنع الوجود شود، که ممکن است این علت همان «عدم علت وجود» باشد. ممکن بالذات میتواند به واسطه نبودن مقتضی وجود ممتنع بالغیر شود و میتواند به واسطه بودن مانعِ وجود ممتنع بالغیر شود.
به هرحال هر ممکن بالذاتی به واسطه نبودن علت تامهاش- که ممکن است نبودن علت تامه منشأش نبودن آن مقتضی مؤثر باشد و ممکن است منشأش بودن مانع