راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٤١١ - آداب فقير در قبول عطاى بدون درخواست
اگر مىداند در بخشى از آن منّتى بزرگ است بايد آن را رد كند و بقيّه را بگيرد. مردى به پيامبر خدا (ص) روغن و كشك و گوسفندى هديه كرد، آن حضرت گوسفند را رد و روغن و كشك را قبول فرمود.«٦١» پيامبر (ص) هديه را از برخى مردم مىپذيرفت و از بعضى قبول نمىكرد،«٦٢» و فرمود: «قصد كردهام هديه را جز از قرشى يا ثقفى يا انصارى يا دوستى نپذيرم.»«٦٣» دستهاى از صحابه و تابعين نيز به همين گونه عمل كردهاند.
براى فتح موصلى كيسهاى آوردند كه در آن پانصد درهم بود، گفت: عطا برايم نقل كرد كه پيامبر خدا (ص) فرموده است: «هر گاه روزيى بدون درخواست براى كسى رسد و او آن را ردّ كند بر خدا ردّ كرده است.»«٦٤» سپس كيسه را گشود و درهمى از آن برداشت و بقيّه را ردّ كرد. ابراهيم تيمى يك يا دو درهم و نظاير اينها را از ياران خود درخواست مىكرد، و ديگران دويست درهم به او پيشنهاد مىكردند و نمىپذيرفت. برخى از آنها هنگامى كه دوستش به او چيزى مىداد مىگفت: آن را نزد خود نگه دار و بنگر كه اگر من پس از قبول آن در دلت بهتر از پيش هستم مرا آگاه كن تا آن را بگيرم و در غير اين صورت آن را نمىگيرم. نشانه صدق هديّه اين است كه ردّ كردن آن بر دهنده گران مىآيد و با قبول آن شاد مىشود، و از اين كه دوستش هديّه او را پذيرفته است منّتى از او بر خود احساس مىكند. امّا اگر گيرنده بداند گرفتن آن آميخته با منّت است اگر چه اخذ آن مباح است ليكن در نزد فقيران صادق مكروه مىباشد.
بشر گفته است: هرگز از كسى چيزى نخواستم جز از سرىّ سقطى، چه زهد و بىميلى او به دنيا در نزد من ثابت بود. او شاد مىشد كه چيزى از دستش بيرون رود و دلتنگ مىشد اگر در نزد او باقى مىماند. پس من او را در آنچه دوست مىداشت يارى مىكردم.
يك تن خراسانى مالى براى جنيد آورد و از او خواست كه آن را در خوردنيهايش
«٦١» مسند احمد ضمن حديث يعلى بن مرّه و سند آن نيكوست .
«٦٢» مسند ابوداوود طيالسى ، ص ١٤٦، شماره ١٠٨٢ و ١٠٨٣.
«٦٣» سنن نسايى ، ٦/٢٨٠، از حديث ابوهريره .
«٦٤» عراقى گفته است : من آن را به طور مرسل بدين صورت نيافتم ، احمد، ابى يعلى و طبرانى به اسنادى نيكو از حديث خالد بن عدى جهنى روايت كرده اند: ((هركس از سوى برادرش بدون درخواست او و بدون هيچ منت به او احسانى رسد آن را بپذيرد و رد نكند چه آن روزيى است كه خداوند به او داده است )). مى گويم : نظير آن را طيالسى نقل كرده است ؛ شماره ٢٤٧٨ از حديث ابوهريره .