راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٤٥٧ - زهد در چيزهايى كه از ضرورتهاى زندگى است
شيرينى محبّت تهى نيست، و آن يا دوستى دنياست و يا محبّت خدا، و اين دو محبّت در دل مانند آب و هوا در قدحند، اگر آب وارد قدح شود هوا خارج مىگردد و هيچ گاه با هم جمع نمىشوند. هر كس با خدا انس گيرد با غير خدا همدم و مأنوس نمىشود.
به يكى از زاهدان گفته شد: زهد آنان را به كجا رسانيد؟ پاسخ داد: به انس با خدا، امّا انس با دنيا و با خدا با هم جمع نمىشوند. يكى از اهل معرفت گفته است: هر گاه ايمان انسان به ظاهر دل وابسته باشد هم دنيا و هم آخرت را دوست مىدارد و براى آنها كار مىكند، و اگر ايمان در سويداى دل جاى گيرد و ملازم آن شود، دنيا را دشمن مىدارد و به آن نظر نمىكند و براى آن كار نخواهد كرد. از اين رو در دعاى آدم (ع) آمده است:
أللّهمّ إنّي أسألك إيمانا يباشر قلبي. بنابراين هر كس چيزى از دنيا را با وجود توانايى بر آن از بيم تباهى دل و دينش ترك كند به اندازه آنچه ترك كرده راهى به سوى زهد يافته و نهايت آن اين است كه هر چه را غير از خداست ترك كند تا آن حدّ كه سنگى زير سر ننهد همان گونه كه عيسى (ع) چنين كرد.
از خداوند مىخواهيم از مبادى زهد بهرهاى به ما عطا فرمايد هر چند اندك باشد، چه امثال ما جرأت طمع به مقامات بالاى آن را ندارند، اگر چه قطع اميد از فضل الهى اجازه داده نشده است ليكن هر گاه به عجايب نعمتهايى كه خداوند متعال به ما ارزانى داشته است بنگريم خواهيم دانست كه هيچ امرى براى خداوند، بزرگ نيست از اين رو شگفتى ندارد كه بر جود و بخشش او كه از حدّ كمال برتر است تكيه كنيم و از پيشگاه او درخواستهاى بزرگ داشته باشيم.
بنابراين نشانه زهد آن است كه براى غلبه انس با خدا توانگرى و فقر، عزّت و ذلّت و ستايش و نكوهش در نظر انسان يكسان باشد، و از اين نشانه نشانههاى ديگرى منشعب مىشود، مانند اين كه دنيا را ترك كند و باك نداشته باشد كه به دست چه كسى بيفتد.
گفتهاند: علامت زهد آن است كه دنيا را همان گونه كه هست واگذارد، و نگويد كه رباطى بسازم يا مسجدى را تعمير كنم. يحيى بن معاذ گفته است: نشانه زهد بخشش موجودى است. ابن خفيف گفته است: نشانه آن احساس راحتى در واگذاشتن ملك است. و نيز گفته است: زهد نفرت نفس از دنياست بدون تكلّف.
اينهاست آنچه خواستيم پيرامون حقيقت زهد و احكام آن بيان كنيم، و چون زهد جز با توكّل كامل نمىشود لذا بيان آن را آغاز مىكنيم.