راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٤٨١ - حقيقت توحيد كه ريشه توكّل است
چيزى از آنها را مشاهده نمىكنم، بانگ آسيا را مىشنوم و آرد نمىبينم. علم به او پاسخ داد: در آنچه ذكر كردى راست گفتى، ليكن سرمايهات اندك و توشهات كم و مركبت ضعيف و خطرات راهى كه رو به سوى آن دارى بسيار است. پس صلاح تو آن است كه بازگردى و آنچه در آنى فروگذارى كه اين بلند جا آشيانه تو نيست از آن فرود آى كه: هر كسى را بهر چيزى ساختند. و اگر ميل دارى اين راه را به پايان برى و به مقصد رسى به من گوش فرا ده و دل را آماده آن كن:
بدان عواملى كه در راه تو است سه است:
١- عالم ملك و شهود: كاغذ، مركّب، قلم و دست از اين عالم است و از منازل آن به آسانى گذشتهاى.
٢- عالم ملكوت: آن وراى من است و چون از من بگذرى به منازل آن مىرسى، و در آن بيابانهاى پهناور و كوههاى سر برافراشته و درياهاى غرق كننده است و نمىدانم چگونه در آنها بسلامت خواهى ماند.
٣- عالم جبروت: و آن ميان عالم ملك و شهود و عالم ملكوت است، و از آن سه منزل را پيمودهاى. چه اوّل آنها منزل قدرت و اراده و علم است و آن در ميان جهان ملك و جهان ملكوت است، زيرا راه جهان ملك آسانتر و راه جهان ملكوت دشوارتر است.
عالم جبروت كه ميان عالم ملك و عالم ملكوت است به كشتيى شبيه است كه ميان زمين و آب باشد، چه آن نه به حدّ آب داراى اضطراب و تلاطم است و نه به اندازه زمين داراى سكون و ثبات. هر كس بر روى زمين راه مىرود در عالم ملك و شهود گام بر مىدارد، و اگر نيروى بيشترى داشته باشد و بتواند سوار كشتى شود مانند كسى كه در عالم جبروت راه مىرود، و اگر نيرويش به آن اندازه رسد كه بتواند بدون كشتى بر روى آب قدم بردارد مانند كسى است كه بدون درماندگى در عالم ملكوت راه رود. تو اگر نمىتوانى بر روى آب راه روى بازگرد كه از زمين گذشتهاى و كشتى را پشت سر گذاشتهاى و در پيش روى تو جز آب صاف باقى نمانده است.
عالم ملكوت با مشاهده قلم آغاز مىگردد و با قلم علم و مراتب يقين كه با آن مىتوان بر روى آب رفت نوشته مىشود. آيا نشنيدهاى كه پيامبر خدا (ص) به هنگامى كه به آن حضرت گفته شد: عيسى (ع) بر روى آب مىرفت، فرمود: «اگر يقين او زيادتر