راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٤٥ - فضيلت خوف و ترغيب به آن
مشايعت مىكنند و آنان بىحساب وارد بهشت مىشوند»«١٣» و نيز فرموده است: «اساس حكمت ترس از خداست». همچنين آنچه در فضيلت ذكر وارد شده پوشيده نيست و خداوند آن را به خائفان مخصوص گردانيده و فرموده است: سَيَذَّكَّرُ من يَخْشى«١٤» و نيز:
وَ لِمَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ جَنَّتانِ.«١٥»
و نيز از پيامبر (ص) نقل شده كه خداوند فرموده است: «به عزّتم سوگند كه براى بندهام دو ترس و دو ايمنى را جمع نمىكنم. هر گاه در دنيا از من ايمنى يابد در قيامت او را مىترسانم، و اگر در دنيا از من بترسد در قيامت او را ايمنى مىبخشم.»«١٦»
و نيز فرموده است: «كسى كه از خدا بترسد همه چيز از او مىترسد.»«١٧»
و نيز: «خردمندترين شما ترسانترين شما از خدا و بيناترين شماست در آنچه خداوند به آن امر و يا از آن نهى كرده است.»«١٨»
عايشه گفته است: عرض كردم: اى پيامبر خدا! الَّذِينَ يُؤْتُونَ ما آتَوْا وَ قُلُوبُهُمْ وَجِلَةٌ«١٩» مراد مردى است كه دزدى و زنا مىكند؟ فرمود: «نه بلكه مردى است كه روزه مىگيرد و نماز مىگزارد و صدقه مىدهد و بيم دارد كه از او پذيرفته نشود.»«٢٠» تهديداتى كه در ايمنى از مكر خدا و عذاب او وارد شده بىشمار است و همه آنها براى خوف ستايش
«١٣» (( المستدرك )) حاكم ، (( الاوسط )) طبرانى به سند ضعيف .
«١٤» اعلى / ١٠: و بزودى آنها كه از خدا مى ترسند متذكر مى شوند.
«١٥» رحمان / ٤٦: و براى كسى كه از مقام پروردگارش بترسد دو باغ بهشت است .
«١٦» عراقى گفته است : ابن حبان در صحيح خود و بيهقى در (( الشعب )) از حديث ابوهريره و ابن مبارك در (( الزهد )) و ابن ابى الدنيا در كتاب (( الخائفين )) از روايت حسن به طور مرسل آن را نقل كرده اند.
«١٧» اين حديث از كافى به طور مبسوطتر خواهد آمد، ابن حبان در كتاب (( الثواب )) از حديث ابى امامه با سندى بسيار ضعيف ، ابن ابى الدنيا در كتاب (( الخائفين )) با سندى ضعيف و دشوار، (( المغنى . ))
«١٨» به ماءخذ آن آگاهى نيافتم ، عراقى گفته است : در فضيلت عقل چيزى از طريق صحيح وارد نشده است ، مى گويم : مقدسى در كتاب (( الموضوعات )) همين را گفته است . ليكن از طريق خاص اخبار فراوانى به طور صحيح و حسن در ستايش و فضيلت عقل وارد است .
«١٩» مؤ منون / ٦٠: و آنها كه نهايت كوشش را در اداى طاعات انجام مى دهند با اين حال دل هايشان بيمناك است .
«٢٠» (( المستدرك ع(( حاكم ، ٢/٣٩٣ و آن را صحيح دانسته ، ابن جرير، ابن منذر، ابن ابى حاتم ، ابن مردويه ، بيهقى از حديث عايشه ، (( الدرّالمنثور. ))