راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٨١ - معناى بدى عاقبت
نمىتوانند بپيمايند، زكريّا گفت: پس اى پسر من گريه كن.
مىگويم: اين حديث را شيخ ما صدوق در مجلس هشتم از كتاب عرض المجالس به سند خود از ابن عمر از پيامبر خدا (ص) با زياده و نقصان و اختلاف در الفاظ نقل كرده، و در مجلس پنجاه و چهارم از طريق خاصّه از ليث بن ابى سليم روايت كرده كه گفته است: شنيدم مردى از انصار مىگفت: در آن حال كه پيامبر خدا (ص) در روز گرمى در سايه درختى آرميده بود ناگهان مردى آمد پيراهنش را از تنش درآورد و بر روى زمين گرم شروع به غلتيدن كرد، گاهى پشتش را و زمانى شكمش را و گاه پيشانىاش را داغ مىكرد و مىگفت: اى نفس! بچش آنچه نزد خداست بزرگتر است از آنچه من با تو كردهام و پيامبر (ص) به آنچه مىكرد مىنگريست. سپس آن مرد پيراهنش را پوشيده و به راه افتاد. پيامبر (ص) با دست به او اشاره كرد و او را نزد خود فرا خواند و به او فرمود: اى بنده خدا! من ديدم تو كارى را انجام دادى كه تا كنون نديدهام كسى از مردم آن را انجام دهد. چه چيزى تو را به اين كار وادار كرده است؟ آن مرد گفت: ترس از خدا مرا بر آن واداشته است، و به نفس خويش گفتم: اى نفس! بچش كه آنچه نزد خداست بزرگتر از آن چيزى است كه من با تو كردهام. پيامبر (ص) فرمود: «تو از خدا چنان كه سزاوار است ترسيدهاى و خداوند به سبب تو بر اهل آسمانها مباهات مىكند.» سپس به اصحاب خود فرمود: «اى گروهى كه حضور داريد به رفيقتان نزديك شويد تا برايتان دعا كند» اصحاب نزد او آمدند و وى برايشان دعا كرد و گفت: بارالها! امور ما را بر طريق هدايت گرد آور، و پرهيزگارى را توشه ما و بهشت را جاى بازگشت ما قرار ده.
غزّالى مىگويد: عيسى (ع) فرمود: اى گروه حواريان! ترس از خدا و محبّت بهشت، صبر بر سختى و دورى گرفتن او دنيا را به بار مىآورد. براستى با شما سخن مىگويم:
خوردن جو و خفتن با سگان در مزبلهها براى به دست آوردن بهشت كارى اندك است.
گفتهاند: ابراهيم خليل (ع) چون گناهش را به ياد مىآورد مدهوش مىشد، و تپش دل او در مسافت يك ميل در يك ميل شنيده مىشد، از اين رو جبرئيل بر او وارد شده و گفت: خداوند جبّار به تو سلام مىرساند و مىگويد: آيا ديدهاى دوستى از دوستش بترسد؟ ابراهيم (ع) گفت: اى جبرئيل! هر زمان گناهم را به ياد مىآورم دوستى را فراموش مىكنم. گفته شده است: هنگامى كه آن حضرت به نماز مشغول مىشد آواز تپش دل او از ترس پروردگارش از فاصله يك ميل شنيده مىشد. على (ع) به هنگامى كه