راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٤٨ - ٣- نعمتهاى خداوند در آفرينش قدرت و ادوات حركت
تو ارزانى داشت و آنها را طولانى آفريد تا بتوانى دستها را دراز كرده به اشيا برسانى و مشتمل بر مفاصل يا بندهاى زيادى هستند تا بتوانى آنها را در جهات مختلف به حركت درآورى و به هر سو دراز كنى و به سوى خود باز آورى و مانند چوبى نصب شده نباشند.
آنگاه سر دست را با آفريدن كفّ پهن قرار داد سپس كف دست را پنج قسمت كرد كه آنها انگشتانند و آنها را در دو صفّ جاى داد به نحوى كه انگشت ابهام در يك طرف قرار گرفته و مىتواند به دور چهار انگشت باقى بگردد. اگر انگشتان در يك جا جمع و يا بر روى هم قرار داشتند با آنها مقاصد حاصل نمىشد، لذا آنها را به گونهاى قرار داد كه اگر آنها را بگسترانى بيلچهاى، و اگر فراهم آورى چمچهاى، و اگر جمع و مشت كنى آلت زدن، و اگر باز كنى سپس ببندى وسيله قبض و گرفتن خواهند بود.
آنگاه براى انگشتها ناخن آفريد و آنها را تكيه گاه سر انگشتان قرار داد تا شكافته و خرد نشوند و بتوان چيزهاى ريزى را كه با انگشتان چيده و گرفته نمىشوند با سر ناخنها چيد و گرفت.
سپس فرض كن خوراك را با دست گرفته و برداشتهاى آيا تا موقعى كه به معدهات كه در باطن تن است نرسيده از آن تو را فايدهاى خواهد بود؟ پس ناگزير بايد در ظاهر دهليزى به سوى آن وجود داشته باشد تا از آن راه خوراك وارد معده گردد. خداوند دهان را منفذ و دهليز معده قرار داد، اضافه بر حكمتهاى بسيارى كه جز اين در خلقت دهان وجود دارد.
پس از آن هنگامى كه خوراك را در دهان گذاشتى- و دهان پاره گوشتى بيش نيست- برايت ميسّر نخواهد بود كه لقمه را ببلعى بلكه به آسيابى نياز دارى كه آن را خرد و نرم كند و خداوند دو فكّ بالا و پايين را از دو استخوان برايت آفريد و دندانها را در آنها نشانيد و دندانهاى بالا را بر روى دندانهاى پايين قرار داد تا به وسيله آنها لقمه جويده شود و طعام گاهى نياز به شكستن دارد و زمانى به قطع كردن سپس نياز دارد كه خرد و نرم شود. پس از آن برخى از دندانها را مانند طواحين پهن و خرد كننده، و بعضى را مانند رباعيّات تيز و برّنده، و بعضى را مانند انياب شكننده خلق كرد. آنگاه مفصل دو فكّ را قابل براى تحرّك فكها آفريد به گونهاى كه فكّ پايين مىتواند به جلو و عقب رود و مانند گردش سنگ آسيا به گرد فكّ بالا بگردد و اگر اين قابليّت وجود نداشت جز زدن يكى بر ديگرى همچون زدن دستها بر همديگر حركت ديگرى ميسّر نبود و غذا نرم