راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٤٩ - ٣- نعمتهاى خداوند در آفرينش قدرت و ادوات حركت
و خرد نمىشد از اين رو فكّ پايين را قابل تحرّك به حركت دورانى و فكّ بالا را ثابت و غير قابل تحرّك قرار داد. اينك به شگفتيهاى صنع خداوند بينديش چه هر آسيابى كه بشر مىسازد سنگ پايين آن ثابت و سنگ بالا در گردش است جز همين آسيا كه ساخته پروردگار است، زيرا در اين آسيا سنگ پايين به گرد سنگ بالا مىچرخد. آرى او منزّه از هر عيب است و چقدر كارش بزرگ و برهانش كامل و احسانش گسترده است.
بارى، فرض كن غذا را در فضاى دهان گذاشتهاى، اكنون چگونه غذا به زير دندانها مىرود، و دندانها آن را به سوى خود مىكشد، و تا چه حدّ دست در داخل دهان تصرّف مىكند. بنگر چگونه خداوند متعال با آفرينش زبان تو را مورد انعام قرار داده است، چه آن در اطراف دهان مىچرخد و مانند بيل كه طعام را به زير سنگ آسيا وارد مىكند غذا را به اندازه نياز از وسط دهان به سوى دندانها مىبرد، علاوه بر فوايد ديگرى كه در آن است مانند حسّ ذائقه و شگفتيهاى نيروى ناطقه كه ما با ذكر آنها سخن را به درازا نمىكشانيم.
سپس آنگاه كه غذا را بريده و خرد كردهاى، ليكن خشك است و نمىتوانى آن را فرو برى جز آن كه با نوع رطوبتى از دهان به سوى حلق رانده شود. بنگر كه چگونه حقّ تعالى در زير زبان چشمهاى جوشان قرار داده كه لعاب از آن بيرون مىآيد و به اندازه حاجت در دهان ريخته مىشود تا با غذا آميخته گردد و نيز بينديش كه چگونه خداوند آن را براى اين كار مسخّر و مأمور ساخته تا آن حدّ كه تو غذا را از دور مىبينى و اين بيچاره براى اداى خدمت آمادگى خود را اعلام مىكند و لعاب مىريزد به حدّى كه گوشههاى دهنت را فرا مىگيرد، در حالى كه غذا هنوز از تو دور است.
پس از آن اين غذاى نرم و آميخته شده با لعاب دهان نيازمند كسى است كه آن را به معده برساند و آن در دهان است و تو نمىتوانى با دست آن را به سوى معده روانه كنى و نيز در معده دستى نيست تا دراز شود و طعام را به طرف خود بكشاند. اكنون بنگر كه چگونه حقّ تعالى مرى و گلو را آماده كرده و بر سر آنها طبقاتى قرار داده كه براى گرفتن غذا باز مىشوند. سپس آن طبقات بسته و به هم فشرده مىشوند و بر اثر فشار آنها غذا دگرگون شده و از دهليز مرى به سوى معده سرازير مىگردد.
هنگامى كه غذا وارد معده مىشود و آن يا نان و يا ميوه خرد شده است، شايستگى آن را ندارد كه به همان صورت استخوان و گوشت و خون شود بلكه ناگزير بايد به طور