راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٧١ - معناى بدى عاقبت
با آنها انس داشته به يادش آيد و به دلش باز گردد. يكى از اسبابى كه يادآورى آن در دل رجحان دارد همنشينيهاى بسيار و طول عادت به ارتكاب گناه است. انس زياد به اداى طاعات نيز موجب رجحان تذكّر آنها در دل است. به همين سبب خواب صالحان با خواب فاسقان تفاوت دارد.
بنابراين طول عادت سبب مىشود كه صورت گناه در دل او تجسّم يابد و نفس بدان رغبت كند و بسا در همين حال جانش گرفته شود و همين امر موجب سوء عاقبت او گردد، هر چند اصل ايمان باقى و اميد نجات براى او وجود داشته باشد.
بارى همان گونه كه در حال بيدارى آنچه به دل مىرسد اسبابى خاصّ دارد كه تنها خداوند آنها را مىداند همچنين يكايك خوابها را در نزد خدا علل و اسبابى است كه برخى از آنها شناخته شدهاند و برخى ديگر ناشناختهاند. چنان كه مىدانيم در ذهن آدمى چيزى سبب تداعى چيز ديگرى مىشود كه با آن رابطه و مناسبتى داشته باشد و اين مناسبت ممكن است مشابهت يا تضاد و يا مقارنت باشد به طورى كه هر گاه آن چيز را حس كند ديگرى نيز به همراهش احساس شود.
امّا مشابهت مانند آن كه چهره زيبايى ببيند و از ديدن آن به ياد زيباروى ديگرى افتد.
تضاد مانند اين كه خوبرويى را ببيند و بد منظرى به يادش آيد.
مقارنت مانند آن كه اسبى را ببيند كه آن را پيش از اين به همراه انسانى ديده است و از ديدن اسب به ياد آن انسان افتد.
گاهى هم ممكن است كه از مشاهده چيزى چيز ديگرى تداعى گردد بى آن كه وجه مناسبت آنها دانسته شود و اين امر به سبب وجود يك واسطه يا دو واسطه است، مانند اين كه اوّلى دومى و دومى سومى را تداعى كند سپس دومى فراموش شود و ميان اوّلى و سومى مناسبتى وجود نداشته باشد، ليكن رابطه ميان اوّلى و دومى و بالعكس موجود باشد.
به همين گونه انتقال خاطرهها در خواب سببهايى از اين نوع دارد و به همين گونه است سكرات مرگ. كسى كه بخواهد خاطر خود را از انتقال به گناهها و شهوتها باز دارد راهى جز اين ندارد كه در همه عمر در بازداشتن نفس خود از آنها و ريشهكن كردن شهوتها از دل مجاهد كند، و اين مقدار تحت اختيار انسان است، و كثرت مواظبت بر