راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٥٠٩ - بخش دوم اين كتاب در احوال توكّل و اعمال آن است
ما معناى گفتن لا إله الّا الله و معناى گفتن لا حول و لا قوّة إلّا باللّه را بيان كرديم و هر كس آنها را از روى مشاهده نگويد حال توكّل در او قابل تصوّر نيست.
اگر بگويى: آيا در گفتار نبود كه: لا حول و لا قوّة إلّا باللّه تنها نسبت دادن دو چيز به خداست، پس اگر گويندهاى بگويد: آسمان و زمين مخلوق خداست آيا ثواب او مانند ثواب آن خواهد بود؟
پاسخ اين است كه: نه، زيرا ثواب به اندازه درجه چيزى است كه به آن ثواب داده مىشود، و ميان اين دو درجه برابرى نيست، و تو نبايد به بزرگى آسمان و زمين و خردى حول (قدرت) و قوّه بنگرى هر چند توصيف آنها به كوچكى بر سبيل مجاز رواست چه امور به بزرگى اشخاص نيست، بلكه هر عامى مىداند كه زمين و آسمان ساخته آدميان نيستند بلكه آفريده شده خدايند. امّا حول و قوّه از مسائلى است كه حلّ آنها بر معتزله و فلاسفه و فرقههاى بسيار كه مدّعى دقّت و موشكافى در مطالب نظرى و معقول هستند مشكل شده است. لذا اين مسأله ورطهاى خطرناك و لغزشگاهى بزرگ است كه غافلان بسيارى در آن هلاك شدهاند، چه آنها امرى را براى خودشان اثبات كردهاند كه آن شرك در توحيد و اثبات مخلوق براى غير خداست. هر كس به توفيق الهى از اين تنگنا بگذرد مرتبهاش بلند و درجهاش بزرگ مىشود، و اوست كه در گفتن لا حول و لا قوّة إلّا باللّه صادق مىباشد و ما پيش از اين بيان كرديم كه در طريق توحيد تنها دو تنگنا وجود دارد:
اول- نگريستن به آسمان، زمين، خورشيد، ماه، ابر، باران و ديگر جمادات.
دوم- توجّه به اختيار حيوانات، و اين بزرگترين و خطرناكترين عقبه يا گردنه است.
و گويا اين كلمه رمز كامل توحيد است از اين رو ثواب آن بزرگ است يعنى ثواب مشاهدهاى كه اين كلمه ترجمه آن است.
بنابر اين خلاصه سخن در توكّل بيزارى از حول و قوّه خويش و توكّل بر حقّ يگانه است، و اين مطلب ضمن بيان ما پيرامون اعمال توكّل روشن خواهد شد.
مىگويم: پس از اين غزّالى فصلى در شرح آنچه مشايخ در باره حالت توكّل گفتهاند ذكر كرده و چون در آن فايدهاى بيش از آنچه او در معنا بيان كرده ديده نمىشود از آن چشم مىپوشيم.
غزّالى مىگويد: