راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٨٩ - تعريف شكر و حقيقت آن
خواهم گفت؟ آن حضرت فرمود: «مگر نشنيدى كه گفتم الحمد للّه؟».«٣٦»
نيز فرموده است: «شكر نعمت دورى از محرّمات است، و شكر كامل گفتن الحمد للّه ربّ العالمين است.»«٣٧»
نيز روايت شده كه از آن حضرت پرسيدند: آيا براى شكر حدّى است كه اگر بنده آن را به جا آورد شاكر خواهد بود؟ فرمود: «آرى» عرض كردم: آن چيست؟ فرمود: «اين كه خداوند را بر هر نعمتى كه در كسان و مال به او داده است حمد و ستايش كند و اگر نعمتى كه خداوند در مال او ارزانى داشته حقوقى است آن را ادا كند. از اين باب است قول خداوند متعال: سُبْحانَ الَّذِي سَخَّرَ لَنا هذا وَ ما كُنَّا لَهُ مُقْرِنِينَ و نيز: رَبِّ أَنْزِلْنِي مُنْزَلًا مُبارَكاً وَ أَنْتَ خَيْرُ الْمُنْزِلِينَ و نيز رَبِّ أَدْخِلْنِي مُدْخَلَ صِدْقٍ وَ أَخْرِجْنِي مُخْرَجَ صِدْقٍ وَ اجْعَلْ لِي من لَدُنْكَ سُلْطاناً نَصِيراً.«٣٨»
نيز فرموده است: «هنگامى كه كسى از شما نعمت خداوند را به ياد مىآورد براى آن كه خدا را شكر گويد، گونهاش را بر خاك نهد و اگر سوار است فرود آيد و گونهاش را بر خاك گذارد و اگر به سبب شهرت نمىتواند فرود آيد گونهاش را بر كوهه زين نهد، و اگر اين را هم نمىتواند گونهاش را بر كف دستش بگذارد، سپس خدا را بر نعمتى كه به او ارزانى داشته حمد و سپاس گويد.»«٣٩»
غزّالى مىگويد: اينها اصول معانى شكر است كه تمام حقيقت آن را فرا مىگيرد. امّا آن كه گفته است: «شكر اعتراف به نعمت منعم است با خضوع و فروتنى»، تنها فعل زبان و برخى از احوال قلب را در نظر گرفته و كسى كه گفته است: «شكر ستايش احسان كننده است از طريق ذكر احسان او» مجرّد عمل زبان را در نظر داشته و آن كه گفته است: «شكر اعتكاف بر بساط شهود با ادامه حفظ حرمت آن است» بيشتر معانى
«٣٦» همان ماءخذ، ٢/٩٧، شماره ١٨.
«٣٧» همان ماءخذ، ٢/٩٥، شماره ١٠.
«٣٨» همان ماءخذ، ٢/٩٥، شماره ١٢. آيات در سوره زخرف / ١٣:... پاك و منزه است كسى كه اين را مسخر ما ساخت وگرنه ما توانايى آن را نداشتيم . مؤ منون / ٢٩: پروردگارا ما را در منزلگاهى پر بركت فرود آور و تو بهترين فرود آوردندگانى . اسراء / ٨٠: پروردگارا مرا در هر كار صادقانه وارد كن و صادقانه خارج فرما و از سوى خود دليل و ياورى براى من قرار ده .
«٣٩» كافى ، ٢/٩٨، شماره ٢٥.