راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٦٤ - اقسام گناهان و نسبت آنها با صفات انسان
كوشيديم كه برتر از علوم معامله است همان علومى كه مقصود ما در اين كتاب بيان آنهاست.
روشن شد كه رتبه هلاك تنها از آن نادانهاى تكذيب كننده است، شواهد كتاب خدا و سنّت پيامبر (ص) در اين باره از حدّ شماره بيرون است و به همين سبب به ذكر آنها نمىپردازيم.
رتبه دوم: رتبه عذاب شدگان است، كسانى در اين مرتبه قرار مىگيرند كه از اصل ايمان برخوردارند ليكن در ايفاى وظايف و شرايط آن كوتاهى كردهاند، توحيد اساس ايمان است و آن عبارت از اين است كه جز خدا كسى را نپرستند. امّا كسى كه از هوسهاى خود پيروى مىكند هوس خود را به خدايى گرفته و آن را معبود خويش قرار داده است، از اين رو به زبان موحّد و يگانه پرست است نه بحقيقت. بلكه گفتن لا إله إلّا الله به معنايى است كه خداوند فرموده است: قُلِ الله ثُمَّ ذَرْهُمْ«٤٦» يعنى هر چه جز خداست آن را رها كن. همچنين فرموده است: الَّذِينَ قالُوا رَبُّنَا الله ثُمَّ اسْتَقامُوا«٤٧». و چون صراط مستقيمى كه توحيد جز به استقامت بر آن كامل نمىشود مانند صراط معروف آخرت باريكتر از مو و تيزتر از شمشير است، هيچ بشرى از كژى و انحراف از اين راه هر چند در امرى كوچك مصون نيست، زيرا از پيروى هوس اگر چه در عملى اندك و ناچيز خالى نمىباشد و اين امر در كمال توحيد انسان به اندازه انحراف او از صراط مستقيم زيان مىرساند و ناچار مايه نقصان او از درجات قرب مىباشد و با هر نقصانى دو آتش است: يكى آتش جدايى از كمال كه موجب اين نقصان شده و ديگرى آتش دوزخ به همان گونه كه قرآن آن را توصيف كرده است. بنابر اين هر منحرف از راه راست به دو سبب دوبار عذاب مىشود ليكن شدّت و ضعف و تفاوت آن از نظر طول مدّت به دو سبب است: يكى قوّت و ضعف ايمان، ديگرى زيادى و كمى پيروى از هوسها، و چون هر بشرى غالبا از يكى از اين دو امر خالى نيست خداوند متعال فرموده است: وَ إِنْ مِنْكُمْ إِلَّا وارِدُها كانَ عَلى رَبِّكَ حَتْماً مَقْضِيًّا، ثُمَّ نُنَجِّي الَّذِينَ اتَّقَوْا وَ نَذَرُ الظَّالِمِينَ فِيها جِثِيًّا.«٤٨» از
«٤٦» انعام / ٩١: بگو خدا... و سپس آنها را (در گفتگوهاى لجاجت آميزشان ) رها كن .
«٤٧» فصلت / ٣٠: كسانى كه گفتند پروردگار ما خداوند يگانه است سپس استقامت كردند...
«٤٨» مريم / ٧١ و ٧٢: و همه شما وارد جنهم مى شويد، اين امرى است حتمى و فرمانى است قطعى از پروردگارتان ، سپس آنها را كه تقوا پيشه كردند از آن رهايى مى بخشيم و ستمگران آن را در حالى كه (از ضعف و ذلت ) به زانو در آمده اند، در آن رها مى كنيم .