راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٣٦ - تميز ميان آنچه محبوب و مكروه خداست
بيابد و بداند كه اگر به خاطر پادزهرش آن را بگيرد فرزندش به او تأسّى مىجويد و هر زمان مار را ببيند آن را مىگيرد تا با آن بازى كند و در نتيجه هلاك مىشود لذا وى دو هدف دارد: يكى به دست آوردن پادزهر و ديگرى حفظ فرزند بر او واجب است كه اين دو را با يكديگر بسنجد، چنانچه مىتواند از پادزهر صرفنظر كند و بدين سبب زيان بسيارى به او نمىرسد، و در صورت گرفتن مار فرزندش نيز آن را خواهد گرفت و از اين راه زيان بزرگى بر او وارد خواهد شد بايد به هنگامى كه مار را مىبيند از آن بگريزد و به كودك نيز دستور گريز از آن دهد، و صورت مار را در نظرش زشت جلوه دهد، و به او بفهماند كه زهرش كشنده است و كسى از آن رهايى نمىيابد، و از اين كه در آن پادزهر سودبخش است چيزى نگويد. چه بسا اين سخن او را بفريبد و بدون شناخت كامل به گرفتن مار اقدام كند.
همچنين غوّاص چنانچه بداند كه اگر در پيش روى فرزند غوّاصى كند فرزندش از او پيروى مىكند و هلاك خواهد شد بر او واجب است كه وى را از سواحل دريا و رودخانه بترساند، و چنانچه كودك در زمانى كه مىبيند پدرش پيرامون ساحل مىگردد به مجرّد منع از تأسّى به عمل او باز نمىايستد بر او واجب است كه با كودك از ساحل دور شود، و در برابر چشم او به ساحل نزديك نگردد.
به همين گونه است امّت كه در تحت سرپرستى پيامبران (ع) مانند كودكان ناداناند از اين رو پيامبر خدا (ص) فرموده است: «من براى شما مانند پدر نسبت به فرزندم»«٢٦» و نيز فرموده است: «شما مانند پروانه در آتش مىافتيد و من بند كمر شما را مىگيرم»،«٢٧» بيشترين خوشى و بهره پيامبران (ع) در حفظ فرزندانشان از مهالك است، زيرا آنان جز براى اين منظور برانگيخته نشدهاند و گر نه آنان را در مال جز به اندازه قوت روزانه بهرهاى نبوده است و ناگزير به همان اندازه اكتفا كرده و زايد بر آن را نگه نداشته و انفاق كردهاند، چه نفقه كردن پادزهر و نگه داشتن زهر است.
اگر دريچه كسب مال به روى مردم گشوده شود و به آن ترغيب شوند به زهر امساك
«٢٦» صحيح مسلم و پيش از ذكر شده است .
«٢٧» اين حديث از روايت ابوهريره با لفظ ((مثل من و مثل مردم ...)) مورد اتفاق است . روايت مسلم چنين است : مثل امتم ، مثل مردى است كه آتشى افروخته است و چهارپايان و پروانه ها در آن مى افتند و در حالى كه شما به آن داخل مى شويد من بند كمر شما را مى گيرم (كه در آن نيفتيد).))