راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٠٩ - تميز ميان آنچه محبوب و مكروه خداست
نمىشود بلكه جز صاحبدلان و خردمندان متذكّر اين مطالب نمىشوند. از اين رو پيامبر (ص) فرموده است: «اگر نه آن است كه شياطين بر گرد دلهاى فرزندان آدم مىگردند آنان ملكوت آسمان را نظاره مىكردند.»«٦٣»
هر گاه اين مثال را دانستى حركت، سكون، گفتار و خاموشى خود را با آن قياس كن، زيرا هر عملى كه از تو صادر مىشود يا شكر است يا كفران و تصوّر نمىشود كه از يكى از اين دو خالى باشد. بعضى از اينها را در اصطلاح فقه كه به وسيله آن با مردم عوام سخن مىگوييم كراهيّت و بعضى ديگر را خطر يعنى منع مىناميم، و نزد اهل دل همه آنها ممنوع و مخطورند. في المثل اگر با دست راست استنجا كنى نعمت دستها را كفران كردهاى، چه خداوند متعال دو دست برايت آفريده و يكى را قويتر از ديگرى قرار داده و به سبب مزيد رجحان آن در غالب امور استحقاق بزرگى و برترى دارد، و برترى دادن ناقص بر كامل عدول از عدالت است و خداوند جز به عدل دستور نمىدهد. سپس آن كه دستهايت را به تو داده تو را به كارهايى نيازمند ساخته است كه برخى از آنها اشرف از ديگرى است، مانند گرفتن مصحف شريف، و بعضى پستتر مانند زدودن نجاست. پس اگر مصحف را با دست چپ بگيرى و نجاست را با دست راست بزدايى عضو شريف را به كارى پست گماردهاى و حقّ او را ناديده گرفته به او ستم كردهاى و از طريق عدالت منحرف شدهاى.
همچنين هر گاه در جهت قبله آب دهن اندازى و رو به قبله قضاى حاجت كنى نعمت خدا را در خلق جهات و وسعت جهان ناسپاسى كردهاى، زيرا او جهات را براى آن آفريده تا تو در حركات خويش محلّى وسيع داشته باشى. جهتها را نيز دو قسم قرار داده به بعضى شرافت بخشيده بدين گونه كه در آن خانهاى قرار داده و آن را به خود منسوب كرده تا دلت متوجّه او گردد و پايبند او باشد و بدين سبب به هنگام عبادت تن تو با آرامش و وقار در اين جهت استقرار يابد.
افعال تو نيز دو قسم است: قسمى شريفند مانند طاعات و عبادات و بخش ديگر پست مىباشند مانند قضاى حاجت و انداختن آب دهان. اگر آب دهن را در جهت قبله اندازى به آن ستم روا داشتهاى و نعمت خداوند را در قرار دادن قبله كه كمال عبادت تو بدان وابسته است ناسپاسى كردهاى. همچنين هر گاه در پوشيدن كفش به پاى چپ آغاز
«٦٣» در كتاب روزه و جز آن بارها ذكر شده است .