راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٢٨ - تميز ميان آنچه محبوب و مكروه خداست
چنان كه فرموده است: فَاعْتَبِرُوا يا أُولِي الْأَبْصارِ.«٥» برخى ديگر چشم بصيرتشان كور است و عبرت نمىگيرند، از اين رو در عالم ملك و شهود محبوس مىمانند امّا بزودى درهاى جهنّم به روى زندان آنها باز مىشود. اين زندان پر از آتش است و از جمله كارهاى اين آتش آن است كه بر دلها وارد مىشود جز اين كه اكنون ميان آن و درك سوزش آن حايلى قرار داده شده است و چون با مرگ اين حايل برداشته شود سوزش آن احساس خواهد شد. به همين سبب خداوند حقّ را بر زبان گروهى جارى ساخت كه گفتهاند:
بهشت و دوزخ آفريده شدهاند، ليكن گاهى دوزخ با احساسى كه آن را علم اليقين مىگويند درك مىشود، و زمانى با ادراكى كه آن را عين اليقين مىنامند احساس مىگردد. عين اليقين جز در آخرت به دست نمىآيد، و علم اليقين در دنيا حاصل مىشود ليكن نصيب كسانى مىگردد كه بهره آنها از نور يقين بسيار است. از اين رو حقّ تعالى فرموده است: كَلَّا لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْيَقِينِ لَتَرَوُنَّ الْجَحِيمَ يعنى در دنيا، ثُمَّ لَتَرَوُنَّها عَيْنَ الْيَقِينِ«٦» يعنى در آخرت.
بنابر اين روشن شد دلى كه شايستگى ملك آخرت دارد مانند شخصى كه صلاحيّت پادشاهى دنيا را داراست عزيز و ارزشمند است.
قسمت ششم- نعمتى كه مشتمل بر همه انواع نعمتهاست.
بدان نعمتها دو قسم است:
١- نعمتى كه به ذات خود مطلوب است.
٢- نعمتى كه براى مقصود ديگرى مطلوب است.
مقصودى كه غايت و نهايت است سعادت آخرت است و حاصل آن به چهار امر بازگشت دارد: بقايى كه فنايى براى آن نيست، سرورى كه غمى در آن نيست، دانشى كه جهلى در آن نيست و غنايى كه با آن فقرى نيست. نعمت حقيقى همين است، از اين رو پيامبر خدا (ص) فرموده است: «زندگانى جز زندگى آخرت نيست.»«٧» اين سخن را
«٥» حشر / ٢: پس عبرت بگيريد اى صاحبان چشم .
«٦» تكاثر / ٥ و ٦ و ٧: چنان نيست كه شما خيال مى كنيد اگر شما علم اليقين مى داشتيد (به سراغ اين موهومات و تفاخرها نمى رفتيد) شما قطعا جهنم را خواهيد ديد، سپس آن را به عين اليقين مشاهده خواهيد كرد.
«٧» صحيح مسلم ، ٥/٨٨ از حديث سهل بن سعد در داستان حفر خندق كه پيامبر (ص ) فرمود: ((پروردگارا، زندگى آخرت نيست پس مهاجران و انصار را بيامرز)).