راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٧ - وجوب توبه همگانى است
امّا بيان وجوب توبه به طور مداوم و در همه حالات براى اين است كه هر بشرى از ارتكاب گناه به وسيله اعضا و جوارح خود فارغ نيست و اگر برخى احوال از گناه به وسيله اعضاى خود فارغ باشد از انديشه گناه توسّط قلب رها نيست، و چنانچه از انديشه گناه هم آزاد باشد از وساوس شيطان به سبب القاى خطورات پراكندهاى كه انسان را از ياد خدا غافل مىكند رها نيست و اگر از اين هم آزاد باشد از غفلت و قصور در خداشناسى و تحصيل علم به صفات و آثار او خالى نيست. همه اينها نقص است و معلول اسبابى است و ترك اين اسباب به وسيله اشتغال به اضداد آنها و بازگشت از آن راه و در آمدن در راهى كه ضدّ آن است ميسّر مىباشد. مراد از توبه همين رجوع و بازگشت است، و گمان نمىرود هيچ انسانى از اين نقايص خالى باشد، بلكه تفاوت آنها در اندازه و مقدار اين نقايص است. امّا در مورد اصل توبه و آن امرى است كه ناگريز بايد انجام شود، و در اين باره پيامبر (ص) فرموده است: «بر دل من پردهاى افكنده مىشود تا آن جا كه در شبانه روز هفتاد بار استغفار مىكنم.»«٣٠» از اين رو خداوند آن حضرت را گرامى داشته و فرموده است: لِيَغْفِرَ لَكَ الله ما تَقَدَّمَ من ذَنْبِكَ وَ ما تَأَخَّرَ«٣١» و هر گاه حال پيامبر خدا (ص) چنين باشد حال ديگران چگونه خواهد بود! مىگويم: در كتاب قواعد العقائد از بخش عبادات بيان كرديم كه گناه پيامبران و اوصياى آنها (ع) از قبيل گناهان ما نيست، بلكه آن ترك دوام ذكر و اشتغال به مباحات است. و اين كار باعث محروميّت آنان از مزيد اجر و پاداش مىباشد. در كافى به سند حسن از على بن رئاب رويت شده كه گفته است: از ابا عبد الله (ع) درباره قول خداوند متعال پرسيدم كه فرموده است: وَ ما أَصابَكُمْ من مُصِيبَةٍ فَبِما كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ وَ يَعْفُوا عَنْ كَثِيرٍ آيا آنچه به على (ع) و پس از وى به خاندانش رسيد به سبب اعمال آنها بوده است در حالى كه آنان خاندان طهارت و عصمت بودهاند؟ فرمود: «پيامبر خدا در شبانه روز صد
«٣٠» صحيح مسلم ، ج ٨، ص ٧٢ از حديث اغر مزنى جز اين كه در آن آمده است : در هر روز صد بار، همچنين ابى داوود آن را به همين گونه روايت كرده ، ليكن ابن ايثر در (( النهاية ((ع آن را به نحوى كه در متن آمده نقل كرده است ، منظور پيامبر اكرم (ص ) از اين مطلب سهو است كه هيچ بشرى از آن فارغ نيست ، زيرا قلب مطهر آن حضرت پيوسته متوجه حق تعالى بوده و اگر گاهى به سبب اشتغال به امور امت و مصالح اين دو مورد عروض و عوارض بشرى قرار گرفته آن را گناه و تقصير شمرده و از آن استغفار كرده است .
«٣١» فتح / ٢...: تا خداوند گناهان گذشته و آينده ات را ببخشد.