راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٩٣ - بخش اول- در فقر
مىرود كه به كعبه برسد امّا نسبت به كسى كه در كعبه معتكف و ملازم آن است و از آن جا بيرون نمىآيد تا نيازمند مركبى شود كه او را به آن جا برساند پسنديده نيست. نبايد گمان كنى كه دشمنى دنيا اصل مقصود است بلكه دنيا از آن جهت مبغوض است كه مانعى در راه رسيدن به قرب خداست و جز با دفع اين مانع نمىتوان به قرب او رسيد. از اين رو ابو سليمان دارانى گفته است: هر كس در دنيا زهد ورزيد و به آن بسنده كرد در طلب راحتى شتاب كرده است بلكه بايد به آخرت مشغول شود. او با اين سخن روشن كرده كه سلوك راه آخرت وراى زهد در دنياست چنان كه سلوك راه حجّ وراى پرداخت طلب بستانكار است كه مانع راه حجّ مىباشد.
اكنون روشن شد كه اگر مراد از زهد در دنيا نداشتن رغبت به وجود و عدم آن باشد منتهاى كمال است، و اگر مقصود رغبت به عدم آن است تنها در مقايسه با درجه راضى و قانع و حريص كمال است و نسبت به درجه مستغنى نقصان مىباشد، بلكه در مورد مال كمال آن است كه آب و مال در نظر تو يكسان باشد. و كثرت آبى كه در كنار تو است نبايد تو را بيازارد، چه مانند آن است كه در كنار دريا باشى، همچنين كمى آن نبايد تو را برنجاند مگر آن كه از مقدار ضرورت كمتر باشد و همان گونه كه آب مورد نياز است مال نيز مورد احتياج مىباشد.
بنابراين نبايد دل را به فرار از مجاورت آب زياد مشغول كنى و با آب زياد نبايد دشمنى ورزى بلكه بايد بگويى: از اين آب به مقدار نياز مىنوشم و به قدر حاجت به بندگان خدا مىنوشانم و نسبت به هيچ كس بخل نمىورزم. و بايد مال به همين گونه باشد، چه نان و آب از نظر نياز به آنها يكسانند و تنها تفاوت ميان آنها فراوانى يكى و كميابى ديگرى است. هر گاه خدا را شناختى، و به تدابير او در اداره امور جهان وثوق داشتى مىدانى كه مقدار نياز تو به نان تا هنگامى كه زندهاى ناگزير به تو خواهد رسيد همان طورى كه مقدار نياز تو از آب به تو مىرسد. و ما اين مطلب را در كتاب توكّل بيان خواهيم كرد.
اگر بگويى: چرا پيامبران و اولياى خدا از مال مىگريختند و از آن بشدّت نفرت داشتند؟ مىگويم: آنان به همين گونه از آب دورى مىجستند به اين معنا كه بيش از نياز خود از آن نمىآشاميدند و از استفاده بيش از آن احتراز مىكردند، و آن را در مشكها و مخازن جمع نمىكردند تا ميان خود آن را توزيع كنند بلكه آن را در نهرها و بيابانها براى