راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٥٢٠ - قسم اوّل- در جلب آنچه نافع است
گرسنگى مىبينم، گفتم: چنين است كه شيخ مىبيند. گفت: دوات و كاغذى برايم بياور.
آنها را آوردم نوشت: بِسْمِ الله الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ، در همه احوال مقصود تويى و در همه معانى اشاره به تو است.
أنا حامد أنا شاكر أنا ذاكر *** أنا جابع أنا ضايع أنا عاري«١٨»
هي ستّة و أنا الضّمين لنصفها *** فكن الضّمين لنصفها يا باري«١٩»
مدحى لغيرك لهب نار خضتها *** فأجر عبيدك من دخول النّار«٢٠»
سپس نامه را به من داد و گفت: بيرون رو و جز به خداوند دل مبند و نامه را به نخستين كسى كه تو را ديدار كند بده. پس بيرون رفتم و نخستين كسى كه مرا ديدار كرد مردى بود كه بر استرى سوار بود، نامه را به او دادم او آن را گرفت و خواند و گريست و سپس گفت:
صاحب اين نامه چه مىكند؟ گفتم: او در فلان مسجد است. وى يك كيسه كه محتوى ششصد دينار بود به من داد. پس از آن با مردى ديگرى برخورد كردم، از او در باره كسى كه سوار استر بود پرسيدم، گفت: او نصرانى است. سپس نزد ابراهيم آمدم و داستان را برايش نقل كردم، گفت: به آن دست مزن كه او همين ساعت خواهد آمد. چون ساعتى گذشت نصرانى بر ما وارد شد و سر ابراهيم را در آغوش گرفت و بوسيد و اسلام آورد.
مىگويم: پس از اين غزّالى داستانهاى عجيب و روايات غريبى را از اين قبيل ذكر كرده است. اگر اين وقايع صحّت داشته باشند اختصاص به دستهاى دارند كه بر اثر رياضت به مرتبهاى رسيدهاند كه از هر يك ميليون تن جز يك يا دو نفر به آن نمىرسد و پس از اين بايد ديد اين طريقهاى پسنديده است يا نه؟ بى شكّ مكلّف كردن عموم مردم به پيروى از اين راه بدون اجازه شرع جايز نيست، و شرع هم چنين اجازهاى نداده بلكه امر بر خلاف آن وارد شده است.
سپس غزّالى به بيان توكّل عائلهمند و مجرّد و تفاوت ميان آنها پرداخته و در اين باره سخن را گسترش داده كه در نقل آنها سودى نيست و صحّت توكّل مجرّد را مشروط به آن دانسته است كه اگر روزىاش نرسيد به مرگ خشنود باشد و بداند كه روزى او مرگ و گرسنگى است. و ادامه مىدهد: اگر چه اين در دنيا نقصان است ليكن در آخرت فزونى
«١٨» من ستايشگر و شكرگزار و ذاكرم » من گرسنه و نابود و برهنه ام .
«١٩» آن شش چيزى است و من نيمى از آنها را ضامنم » تو ضامن نيمه ديگر باش اى آفريننده من .
«٢٠» ستايش من از جز تو زبانه آتش كه در آن فرو روم » پس پناه ده بنده كوچك خود را از ورود به آتش .