راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣١٩ - فضيلت رجا و ترغيب به آن
خوب و اگر بد است رفتار من هم بد خواهد بود.»«٢٣»
از امام صادق (ع) روايت شده كه فرمود: «حسن ظنّ به خدا اين است كه به غير خدا اميدوار نباشى و جز از گناهانت نترسى.»«٢٤»
داروى رجا و آنچه سبب حصول حال رجا و غلبه آن مىشود
بدان به اين دارو دو كس نياز پيدا مىكنند: يكى آن كه نوميدى بر او غلبه يافته و بر اثر آن عبادت را ترك كرده است، و يا كسى كه خوف بر او چيره شده و بر اثر آن در مواظبت بر عبادت اسراف كرده تا آن حدّ كه به خود و كسانش زيان وارد كرده است. اين دو كس از طريق اعتدال خارج شده و به سمت افراط و تفريط منحرف شدهاند و نيازمند درمانى هستند كه آنها را به اعتدال بازگرداند. امّا گنهكار مغرورى كه از خدا آرزو دارد و در همين حال از عبادت روگردان است و مرتكب گناه مىشود داروى رجا نسبت به او زهر كشنده و در حكم عسل است كه براى كسى كه سردى بر مزاجش غلبه يافته شفاست و نسبت به كسى كه حرارت بر مزاجش چيره شده سمّ مهلك است، بلكه درباره اين مغرور جز داروى خوف و اسبابى كه آن را در او برانگيزد نبايد چيز ديگرى به كار برد.
از اين رو موعظه گوى خلق بايد با نرمى و مدارا به مواضع دردها بنگرد و هر دردى را با ضدّ آن درمان كند و بر آن چيزى نيفزايد، زيرا هدف، اعتدال و ميانه روى در همه صفات و اخلاق است، و بهترين امور حدّ ميانه آنهاست و هر گاه كار از حدّ وسط بگذرد و به يكى از دو طرف تجاوز كند بايد چارهجويى شود تا به حدّ وسط بازگردد نه آن كه بر تجاوز او از وسط بيفزايد. اين دوران روزگارى است كه نبايد با مردم از اسباب رجا سخن گفت، بلكه مبالغه در تحريف و تهديد هم ممكن است آنها را به راه صواب و سنّتهاى حقّ بازنگرداند.
امّا ذكر اسباب رجا آنها را بكلّى دچار هلاكت و نابودى مىسازد، و چون رجا دلپذيرتر و براى نفوس لذّت بخشتر است و واعظان هم جز به دست آوردن دل مردم و جلب ستايش آنها به هر نحو ممكن غرضى ندارند، لذا به رجا گرويدهاند تا آن حدّ كه تباهيها فزونى يافته و طغيانگران بر ادامه سركشى و طغيان خود افزودهاند.
«٢٣» همان ماءخذ، ٢/٧٢، شماره ٣.
«٢٤» همان ماءخذ، ٢/٧٢، شماره ٤.