راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٤٤ - ١- نعمتهاى خداوند در آفرينش اسباب ادراك
باز ايستى، ذائقه تلخى را در مىيابد و زردى را درك نمىكند. از اين رو ناگزير بايد حاكمى وجود داشته باشد تا زردى و تلخى هر دو نزد او جمع شود و در آن هنگام كه زردى را دريابد حكم كند كه تلخ است و تو را از خوردن دوباره آن باز دارد. در اين امور همه حيوانات با تو شريكند، چه گوسفند نيز همه اين حواسّ را داراست، و اگر تو را جز اينها چيز ديگر نبود نيز ناقص بودى، زيرا گوسفند را با حيله مىگيرند و نمىداند چگونه گيرنده را از خود دفع كند و هر گاه او را ببندند نمىداند به چه نحو خود را رها سازد و ممكن است خود را در چاه اندازد و نداند كه هلاك مىشود. حيوان چيزى را كه در حال برايش لذّت و در آينده برايش زيان دارد مىخورد و بر اثر آن بيمار مىشود و مىميرد، چه او تنها وضع حاضر خود را حسّ مىكند و از ادراك عواقب ناتوان است. از اين رو خداوند تو را از حيوانات ممتاز ساخت و به صفت ديگرى كه از همه اينها شريفتر و ارزشمندتر است گرامى داشت و آن موهبت عقل است كه به وسيله آن سود و زيان خوراكها و آنچه را كه در حال و آينده ضرر دارد درك مىكنى و با آن چگونگى پختن خوراكها و فراهم آوردن آنها و آماده كردن وسايل را فرا مىگيرى، و با به كار بردن خرد خويش از خوردن كه سبب تندرستى تو است سود مىبرى، و اين پستترين فوايد عقل و كمترين حكمتى است كه در آن است بلكه حكمت بزرگ آن شناخت بارى تعالى و دانستن افعال و حكمتهاى او در عالم وجود است. در اين مقام فوايد حواسّ پنجگانه در مورد تو دگرگون مىشود و آنها مانند جاسوسان و خبرگزارانى كه در نواحى مختلف كشور گمارده شوند خواهند بود و هر يك از آنها به كارى اختصاص داده شدهاند. يكى از آنها به اخبار رنگها، ديگرى به اخبار آوازها، و ديگرى به اخبار بويها، ديگرى به اخبار مزهها، ديگرى به اخبار گرما، سرما، زبرى، صافى، نرمى، درشتى و جز اينها مأمور و موكّل شدهاند و اين فرستادگان و جاسوسان اخبار را از سراسر كشور به دست مىآورند و به حسّ مشترك مىدهند و حسّ مشترك در مقدّم دماغ نشسته و مانند مأمور جمعآورى وقايع و نامههاست كه بر در خانه پادشاه مىنشيند و گزارش وقايع و نامههاى وارد از سراسر جهان را كه سر به مهرند مىگيرد و تسليم مىكند، زيرا وظيفه او تنها گرفتن و جمع آورى و نگهدارى آنهاست. امّا دانستن حقايق آنچه در آنهاست وظيفه او نيست، ليكن هر گاه دل خردمندى كه به منزله امير و پادشاه است موضوع را تصويب كند اخبار رسيده مهر شده به او تسليم مىشود و پادشاه آنها را بررسى مىكند و از اين راه بر اسرار