راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٤٣٦ - بخش دوم- در زهد
گرد مىآوريد كه آن را نمىخوريد.»«٢٧» پيامبر (ص) بيان كرده است كه اين اعمال با شرم از خدا سازگار نيست همچنين هنگامى كه هيأتى بر آن حضرت وارد شد و عرض كردند: ما مؤمن هستيم. فرمود: نشانه ايمان شما چيست؟ عرض كردند: صبر بر بلا و شكر در فراخى و رضا در برابر قضا و ترك شماتت دشمنان بر مصيبتى كه به آنان رسد.
فرمود: «اگر چنين باشيد پس چيزى را كه نمىخوريد گرد نياوريد، و آنچه را در آن سكنا نمىكنيد بنا نكنيد و در چيزى كه از آن كوچ مىكنيد، رقابت نورزيد.»«٢٨» پس زهد را موجب تكميل ايمان آنها قرار داد.
جابر گفته است: پيامبر خدا (ص) خطبهاى ايراد و در آن فرمود: «هر كس لا اله إلّا الله بگويد و با آن چيز ديگرى نياميزد بهشت بر او واجب مىشود.» على (ع) برخاست و گفت: «پدر و مادرم فداى تو باد اى پيامبر خدا! براى ما بيان فرما كه مقصود از نياميختن چيز ديگرى به آن چيست؟» پيامبر (ص) فرمود: «دوستى دنيا و گفتن اين كلمه براى به دست آوردن دنيا، و پيروى از آن. گروهى سخن پيامبران مىگويند و اعمال جبّاران را انجام مىدهند. هر كس لا اله إلّا الله بگويد و چيزى از اينها در آن نباشد بهشت بر او واجب مىشود.»«٢٩»
در خبر است: «سخاوت و بخشندگى از يقين است و دارنده يقين به دوزخ در نمىآيد. بخل از شكّ است و كسى كه شكّ كند وارد بهشت نمىشود.»«٣٠»
و نيز فرموده است: «سخاوتمند به خدا و مردم و بهشت نزديك، و بخيل از خدا و مردم دور و به دوزخ نزديك است.»«٣١» بخل ثمره رغبت به دنيا و سخاوت ثمره زهد مىباشد و ستايش از ثمر ناچار ستايش از ثمر دهنده است.
ابن مسيّب از ابى ذرّ از پيامبر خدا (ص) روايت كرده كه فرموده است: «كسى كه در
«٢٧» طبرانى از حديث امّ الوليد دختر عمر بن خطاب به سند ضعيف .
«٢٨» تاريخ خطيب و ابن عساكر از حديث جابر به سند ضعيف . (( (المغنى ). ))
«٢٩» عراقى گفته است : من اين را از حديث جابر نيافتم . ليكن حكيم ترمذى آن را در (( النوادر )) از حديث زيد بن ارقم نقل كرده است .
«٣٠» مؤ لف (( الفردوس )) از حديث ابى الدرداء و پسرش آن را در مسند خود ذكر نكرده است .
«٣١» ترمذى و پيش از اين ذكر شده است ؛ (( الشعب )) بيهقى ؛ (( الاوسط )) طبرانى از ابوهريره ؛ جابر و عايشه ؛ (( الجامع الصغير. ))