راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٠٣ - تميز ميان آنچه محبوب و مكروه خداست
حكمت آنها را نمىدانيم.
امّا اعضاى درونى مانند رودهها، زهره، كليه، جگر و يكايك رگها و پيها و ماهيچهها و آنچه در آنهاست اعمّ از ميان تهى بودن و به هم پيچيدن و درهم شدن و كژى و باريكى و ستبرى و ديگر صفات آنها حكمتهايى دارد كه همه مردم آنها را نمىدانند و آنها كه مىدانند نيز نسبت به علم حق تعالى به آنها بسى اندك است. وَ ما أُوتِيتُمْ من الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا.
بنابر اين هر كس چيزى را در غير جهتى كه براى آن آفريده شده و يا در راهى غير از آنچه نسبت به آن اراده شده است به كار برد نعمت خدا را در آن مورد ناسپاسى كرده است. آن كه با دست خويش ديگرى را مىزند نعمت خدا را در دست كفران كرده، زيرا خداوند آن را آفريده و به او داده است تا به وسيله آن خطر را از خود دفع و نفع را جلب كند نه اين كه با آن ديگرى را هلاك سازد. كسى كه به نامحرم نگاه كند نعمت دو چشم و نعمت خورشيد را ناسپاسى كرده، زيرا رؤيت به وسيله آن دو انجام مىشود، چه اينها آفريده شدهاند تا آنچه را براى دين و دنياى او سودمند باشد ببيند و به وسيله آنها از آنچه به دين و دنياى او زيان مىرساند بپرهيزد، و او آنها را در غير از آنچه نسبت به آنها خواسته شده به كار بسته است زيرا مراد از آفرينش زمين و آسمان و خلقت آدميان و جهان و اسباب آن اين است كه بشر براى وصول به قرب خداوند از آنها كمك گيرد. رسيدن به قرب او در دنيا جز به محبّت و انس با او و كنارهگيرى از اين سراچه فريب ميسّر نيست، و انس جز با مداومت در ذكر، و محبّت او جز با معرفت حاصل از دوام فكر به دست نمىآيد و مداومت در ذكر و نگرشها با بقاى بدن حاصل مىشود، و بدن جز با رسانيدن غذا به آن باقى نمىماند و غذا از طريق زمين و آب و هوا فراهم مىشود و اينها تنها با آفرينش آسمان و زمين و اعضاى ظاهر و باطن ممكن مىگردد. همه اينها براى تن است و تن مركب رهوار نفس است، و آن كه با طول عبادت و تحصيل معرفت به سوى خدا باز مىگردد نفس مطمئنّه است، چنان كه خداوند متعال فرموده است: وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ.«٦٠»
بنابر اين كسى كه چيزى را در غير طاعت خداوند به كار برد حقّ تعالى را در همه اسبابى كه براى ارتكاب آن گناه ناگزير به استفاده از آنها بوده ناسپاسى كرده است، و ما بايد براى حكمتهاى نهفتهاى كه زياد پوشيده نيستند مثالى ذكر كنيم تا مايه عبرت گردد.
«٦٠» زاريات / ٥٦: من جن و انس را نيافريدم جز براى اين كه عبادتم كنند.